دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ 17:39

يَا جَابِرُ اغْتَنِمْ مِنْ أَهْلِ زَمَانِكَ خَمْساً إِنْ حَضَرْتَ لَمْ تُعْرَفْ وَ إِنْ غِبْتَ لَمْ تُفْتَقَدْ وَ إِنْ شَهِدْتَ لَمْ تُشَاوَرْ وَ إِنْ قُلْتَ لَمْ يُقْبَلْ قَوْلُكَ وَ إِنْ خَطَبْتَ لَمْ تُزَوَّجْ وَ أُوصِيكَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلَا تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلَا تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلَا تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلَا تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلَا تَجْزَعْ وَ فَكِّرْ فِيمَا قِيلَ فِيكَ فَإِنْ عَرَفْتَ مِنْ نَفْسِكَ مَا قِيلَ فِيكَ فَسُقُوطُكَ مِنْ عَيْنِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ عِنْدَ غَضَبِكَ مِنَ الْحَقِّ أَعْظَمُ عَلَيْكَ مُصِيبَةً مِمَّا خِفْتَ مِنْ سُقُوطِكَ مِنْ أَعْيُنِ النَّاسِ وَ إِنْ كُنْتَ عَلَى خِلَافِ مَا قِيلَ فِيكَ فَثَوَابٌ اكْتَسَبْتَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَتْعَبَ بَدَنُكَ

ای جابر از اهل زمان خود پنج چیز را غنیمت بدان: تا حاضر هستی تو را نمی شناسند. غایب شوی سراغ تو نمی آیند. گفتار تو را نمی پذیرند.

اگر شاهد باشی با تو مشورت نمی کنند. اگر خواستگاری کنی، کسی با تو ازدواج نمی کند.

پنج توصیه برای تو دارم: اگر به تو ظلم کردند تو ظلم نکن. اگر به تو خیانت کردند تو خیانت نکن. اگر تو را تکذیب کردند خشمگین نشو. اگر تو را مدح کردند خوشحال مشو.

و اگر تو را سرزنش کردند ناراحت نشو.

به آنچه درباره تو می گویند فکر کن اگر راست بگویند و تو خشمگین شوی، مصیبت رسوایی نزد خدا بزرگتر از رسوایی نزد مردم است. و اگر دروغ بگویند، تو بدون رنج ثواب بدست آورده ای.

Tags :

#احادیث زیبای زندگی

Mr.M

دوشنبه دهم شهریور ۱۴۰۴ 13:50

دیشب بعد از شروع روز ، یک ساعت و ربع تست زیست زدم و اطلاعات جذابی از کتاب آی کیو گرفتم . نکته های کتابش به عقل جنم نمی‌رسن 😂 .

یکم دیگه تست زیست بزنم و بعدش درس دوم شیمی دهم رو یه دوره کنم و تستاشو ادامه بدم .

🌹🌹🌹🌹🌹

برقامون رفته و کسی خونه نیست و آهنگ غمگینم گذاشتم 😂 . حال و هوای عجیبیه 😂😂 ...

Mr.M

یکشنبه نهم شهریور ۱۴۰۴ 20:19

هیچی نخوندم . بیکاری موج میزد امروز !

دیشب حدود ساعت ۱۲ رفتم حموم . صبح که شد ، نمی‌دونم چه مرگم بود .... خسته نبودم و انرژی داشتم ، ولی دستم به کار نمیرفت . یه چیزی درونم می‌گفت : « حالا بیخیال . یه ساعت دیگه میخونی ! » و این یک ساعت ها مدام تکرار شدن که به ظهر رسیدیم . بعد از ناهار بود انگار ، که نسکافه خوردم و انرژی گرفتم . ولی نمی‌دونم چرا بازم کاری نکردم 😕 . مامانمم بخاطر هیچ کاری نکردنم عصبانی بود کل روز . منم از عصبانیتش عصبی بودم چون حالیش نبود که من خودم داغونم و دوست ندارم توی خونه بیکار باشم . احمقه و فک می‌کنه از این وضعیتی که دارم خیلی خوشحالم :) .

خیلی خستم . اگه جنگم بشه همینجا میمونم و جامو تغییر نمیدم . حوصله جابجایی ، مواجههٔ زیاد با پدر و مادر ، تعامل با پدر و مادر ، تحمل کردنِ بابابزرگ ۹۰ ساله ام که بزور تکون میخوره و باید ۱۰ نفر بهش کمک کنن ، اسباب کشی ، تحمل جاده ، و تحمل اکثر آدمارو ندارم . انقدر حوصله آدمارو ندارم که یکی از دلایلی که دوس دارم شبا بجای صبح ها بیدار باشم و بخونم همینه ! هرچند که همون شبم نمیخونم . نه اینکه فقط درسو نخونم ! من حتی کارای عادیمم به زور انجام میدم . همون حمومی که ساعت ۰۰:۰۰ رفته بودمم بعد از دو هفته بود بنظرم .

این زندگی امیدی بهش نیست واقن ... چرا الکی زنده ام ؟

جمعه ، شنبه و امروز رو چیزی نخوندم .

چرا اینطوری میشه ؟ 💔 چرا ؟

Mr.M

یکشنبه نهم شهریور ۱۴۰۴ 1:48

هزار جَهد بکردم که سِرِّ عشق بپوشم

نبود بر سر آتش مُیَسَرم که نجوشم

بِهوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شَمایِل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکایتی ز دهانت به گوشِ جان من آمد

دگر نصیحتِ مردم حکایت است به گوشم

مگر تو روی بپوشی و فتنه بازنشانی

که من قرار ندارم که دیده از تو بپوشم

من رَمیده‌دل آن به که در سَماع نیایم

که گر به پای درآیم به در برند به دوشم

بیا به صلح من امروز در کنار من امشب

که دیده خواب نکرده‌ست از انتظار تو دوشم

مرا به هیچ بدادی و من هنوز بر آنم

که از وجود تو مویی به عالمی نفروشم

به زخم‌خورده حکایت کنم ز دست جراحت

که تندرست، ملامت کند چو من بخروشم

مرا مگوی که سعدی طریقِ عشق رها کن

سخن چه فایده گفتن چو پند می‌نَنیوشم؟

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل

وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم

#سعدی

Tags :

#آتش قلب 🔥❤️‍🩹

Mr.M

یکشنبه نهم شهریور ۱۴۰۴ 1:41

بازیِ زندگی...
بازیِ بومرنگ‌هاست؛
پندار و کردار و گفتار انسان...
دیر یا زود ...
با دقتی حیرت‌انگیز...
به خود او باز می‌گردد ...

فلورانس_اسکاول_شین

Tags :

#آتش قلب 🔥❤️‍🩹

Mr.M

شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۴ 15:3

کارنامه امتحان نهاییام باعث شدن ترازم یکم پایین تر بیاد . نمره کل شد : 6380 .

رتبه کل در سهمیه نهایی :

28551 در بین 79514 نفر

مهم نیس . معلوم بود نتیجه .

برنامهٔ کارای عادی رو جلو میبرم ....

Mr.M

شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۴ 2:3

امشب رفته بودیم خونه خاله بزرگم که به شوهر خالم سر بزنیم . مامانم شام درست کرد که ببریم اونجا . مرغ و برنج 😍 .

رفتیم اونجا و اتفاقاً پسر خالم که زن گرفته هم اونجا بود . شوهر خالم عادی بود و میتونست حرفای عادی رو بزنه . و همه حرفامونم میفهمید . راه رفتنش کمی مشکل داشت و از سمت چپ یا راست ممکن بود زمین بخوره . ولی خداروشکر اونجوری که فکر میکردم نبود .

یکم حال و هوام عوض شد و کلاً با پسر خالم و دختر دختر خالم خیلی حرف نزدم که دلخوری ای ازشون توی مغزم ثبت نشه . فقد با کوچیک ترین پسرخالم که اول اسمش ع هست حرف میزدم و فیلمای سمی اینستارو می‌دیدیم .

یکم روحیه‌م عوض شد و دلخوری ای توی ذهنم ثبت نشد . هرچند که کلاً فامیلامون رو مخن 😂 .

🌹🌹🌹

روزی که گذشت دو ساعت و چهل و پنج دقیقه تقریباً خوندم . بد نبود .

فردا باید سعی کنم یه سری کارارو با نظم انجام بدم . بعداً درموردشون میگم . امیدوارم خدا بهم کمک کنه و پیامبر اکرم واسطهٔ من و خدا بشه و بهترین حالت رو برای فردای من رقم بزنه 🥺❤️ .

Mr.M

چهارشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۴ 20:35

شوهرِ خالهٔ بزرگم پارکینسون داره . بیماریش بدتر شده و دکترش بهش داروی اعصاب و روان هم داده . دارو ها حالشو بد کردن ولی خودش الان خارج از کشوره و ده روز دیگه میاد و نمیشه دکتر ویزیتش کنه . مشکلات نورولوژیکی دیگه ام پیدا کرده . مث حس افتادن از ارتفاع ، یا اینکه جلوش چاله‌ست و الاناس که بیفته توش ! توهم هم میزنه ظاهراً و خوابش نمی‌بره حتی وقتی داروی خوابش رو دو برابر دادن .

پسر خالم که مکانیک خودرو میخونه زنگ زد یه نورولوژیست بیاد خونه خالم و اونجا معاینه کنه .

امیدوارم تغییرِ دارو های اعصاب و روانش باعث شه بخوابه .

Mr.M

چهارشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۴ 16:6

کسی که راه می‌رود، راهش را پیدا می‌کند؛ حتی اگر نداند مقصد کجاست.

🌹🌹🌹🌹🌹

حالم خوش نیست . فک کنم اگه یه نسکافه بخورم حالم بهتر شه .

چه زندگیِ چرت و پرت و مزخرفی دارم 🤦 . دلم میخواد حس مزخرفی که الان دارم از بدنم بره بیرون و آزاد بشم .

با رسول الله ، از خدا برای من کمک بگیر . خودم رو از دست خودم و شیاطین جنی و انسی نجات بده . افسردگی و وسواس و خیالبافی های اضافه رو از وجود من بیرون بکش .

حیف که مث آدمیزاد نمیشینم بخونم ... .

Mr.M

چهارشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۴ 11:3

دو روزه آلرژیم شروع شده . دهنم داره سرویس میشه .

به هلو و انگور و طالبی و خربزه حساسیت دارم . به خوردنشون . امروز صبح رفتم یدونه هلو انجیری خوردم و دهنم سرویس شد بعدش .

بینیم گرفته . از داخل متورم شده و هوا رد نمیشه . مجبورم با دهن نفس بکشم که باعث میشه زبونم خشک بشه 😑😂 .

Mr.M

چهارشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۴ 0:21

خوابم نمیبره . برا همین تصمیم گرفتم توی سکوت شب بشینم بخونم . روزی که گذشت مث دیروز ، 1:55 خوندم . تمام تلاشمو میکنم که از این حالِ فاجعه بیرون بیام .

امروز بعد از ظهر حوصلم سر رفته بود و قاطی کرده بودم از درون 🤦 . تا اینکه رفتم اینستا و شانسی یکی از مشاورای کنکور رو آوردم . پستاشو تک و توک دوره کردم . اسمش شاید برای کنکوریای چند سال پیش آشنا باشه . زهرا نوری . البته الان پیجش متروکه شده و نمیاد سر بزنه . راه حل درمان نشخوار فکری و وسواس های فکری رو توی یه پستش گفته بود و حدوداً چهل دقیقه ای بود انگار . حرفاش انقدر به دلم نشست که نمی‌دونم چرا انگیزه گرفتم برم بخونم . انگیزه گرفتم که زندگیمو تغییر بدم . نه فوراً ، ولی حتماً .

می‌خوام اول سه ساعت بخونم ، بعدش بخوابم . بنظرتون میشه ؟ 🧐 بذار امتحان کنیم 🙂 . شب بخیر 🌹 .

Mr.M

دوشنبه سوم شهریور ۱۴۰۴ 21:53

قسمت الف :

پاسخنامهٔ الف :

🌹🌹🌹

یه نکتهٔ مجزا از سوال :

اگه بگیم در انتهای پروفاز کروموزوم ها قابل مشاهده هستن ، توی نکته ای که توی عکس سومه اسمِ پرومتافاز در کنار آنافاز و تلوفاز میومد .

Mr.M

دوشنبه سوم شهریور ۱۴۰۴ 21:3

سوال زیست :

1_

در پی شروع پروفاز ، کروموزوم ها به تدریج قابل مشاهده میشوند .

در متافاز و آنافاز ، کروموزوم ها قابل مشاهده هستند .

🌹🌹🌹

2_

یه جای دیگه گفته که طبق شکل کتاب ، در پروفاز کروموزوم ها معلوم هستند !

🌹🌹🌹

توی اولی گفته که کروموزوم ها در متافاز و آنافاز با میکروسکوپ نوری معلوم هستن . ولی توی دومی گفته که کروموزوم ها در متافاز و آنافاز معلوم هستند .

Mr.M

دوشنبه سوم شهریور ۱۴۰۴ 17:30

بچه ها یه هوش مصنوعی می‌خوام که فیلتر نباشه و رایگان باشه ، و خنگ هم نباشه 😂 . ینی مث چت جی پی تی باشه بهره هوشیش ❤️ .

Mr.M

دوشنبه سوم شهریور ۱۴۰۴ 12:16

اَلْإِمَامُ اَلسَّجَّادُ صَلَوَاتُ اَللهِ عَلَيْهِ:
... إن أولياء الله صبروا على المحن والمكاره صبرا لما يساوهم فيه غيرهم، فجازاهم الله عز وجل عن ذلك بأن أوجب لهم نجح جميع طلباتهم، لكنهم مع ذلك لا يريدون منه إلا ما يريده لهم.

امام سجاد علیه‌السلام فرمودند:
دوستان خدا بر گرفتاری‌ها و ناراحتی‌ها صبوری می‌کنند، در حالی که دیگران چنین صبری ندارند. و خداوند در مقابل این شکیبایی آنها را به تمام آرزوهایشان می‌رساند. با این وجود آنها جز خواست خداوند چیز دیگری نمی‌خواهند!

الأمالی شیخ‌صدوق جلد۱ صفحه۵۳۸
روضةالواعظين صفحه۱۹۶
بحارالأنوار جلد۴۶ صفحه۲۰ حدیث۱

Tags :

#احادیث زیبای زندگی

Mr.M

یکشنبه دوم شهریور ۱۴۰۴ 23:59

امروز نیز همانند دیروز ، هیچی به هیچی ! حتی فیلم مورد علاقمم نصفه دیدم . فردا باید ادامشو ببینم . نیم ساعت از ماتریکس ۲ باقی مونده .

خوبیِ امروز به صبحش بود که تونستم هفت و خرده ای بلند شم و تا ساعت حدوداً یک ظهر نخوابم . تازه همونم که خوابیدم ، بخاطر برق رفتن بود وگرنه ترجیح میدادم بیدار باشم .

بچه مهندس ۲ رو خیلی دوس دارم . این فیلمو دفعه اوله میبینم و اتفاقاتی که توی سریال میفته ، کل وجودم رو تحت تأثیر قرار میده . امشب هم قسمت جدیدش رو دیدم .

نزدیکای عصر بود که مامانم یهو پرسید بریم خونه خالهٔ بزرگترم یا نه ( خونهٔ خواهر مامانم ) . منم اولش که کلاً حال نداشتم و هیچی نگفتم . بعد چند دقیقه گفتم نمیام . اگه میخوای خودت برو . مامانم پرسید برا چی نمیای ؟ خاله ل هم با بچه هاش همین الان می‌خوان راه بیفتن برن اونجا ! منم با بی رغبتی گفتم که : من بیام اونجا چیکار کنم ؟ مگه با کسی قراره ارتباط بگیرم ؟ الکی فقد میرم یه گوشه می‌شینم دیگه ! خب خونه خودمونم همون کارو دارم انجام میدم 😄💔💔💔💔💔💔💔 .

Mr.M

یکشنبه دوم شهریور ۱۴۰۴ 22:6

در «تاریکی» خواهی فهمید

که «ستاره» هایت چه کسانی هستند .

Mr.M

یکشنبه دوم شهریور ۱۴۰۴ 17:56

با هوش مصنوعی درمورد یه موضوع جالب حرف می‌زدیم . درمورد این :

آیا صفات خدا عین ذات خدا هستن ، یا ذات خدا بر صفاتش برتری دارن و صفاتش صرفاً جلوه های خاصی از ذاتِ نامحدودش هستن ؟

دو گروه از فلاسفهٔ اسلامی نظرات متفاوت داشتن . ولی من طبق هر چیزی که تا الان توی زندگیم یاد گرفتم ، با برتریِ ذات بر صفات موافقم . گفت و گومون طولانی بود وگرنه کپی پیست میکردم براتون 😂 .

Mr.M

یکشنبه دوم شهریور ۱۴۰۴ 17:10

یه بخش به وبلاگ اضافه میشه که پاسخ های چت جی پی تی به سوالای فلسفیمه . سوالی که ازش پرسیدم این بود که :

چطور ممکنه که حکمت خدا ثابت باشه ولی دعاهایی که در آینده قراره بکنیم تقدیرمون رو تغییر بدن ؟ اینو میدونیم که نظرِ خدا همزمان با دعای ما تغییر نمیکنه ؛ پس چطوری کمک می‌کنه ؟

جواب :

۱. حکمت خدا ثابت یعنی چی؟
یعنی خدا همه چیز رو با علم کامل و بی‌نقص می‌بینه؛ از اول تا آخر. تصمیم‌های الهی ناشی از جهل یا تغییرِ نظر نیست. پس در ذات خدا «تغییر» وجود نداره.

۲. دعا در دل همین حکمت جا داره

خیلی مهمه: دعا چیزی بیرون از حکمت خدا نیست، بلکه جزو همون حکمت ازلیه.

یعنی خدا هم از اول می‌دونسته تو فلان روز دعا می‌کنی، هم می‌دونسته که با این دعا چه خیری نصیبت می‌شه. پس دعا کردن و دعا نکردن هر دو در علم و حکمت ازلی دیده شده.

۳. ظاهر تغییر، باطن ثبات

از نگاه ما: دعا می‌کنیم → اوضاع عوض می‌شه → فکر می‌کنیم خدا تصمیمشو تغییر داده.

از نگاه خدا: این تغییر از اول در علمش بوده. یعنی دعای تو «وسیله»‌ایه برای آشکار شدن همون حکمت ثابت.

۴. مثال ساده

فرض کن معلمی از قبل می‌دونه شاگردی اگه تلاش کنه قبول می‌شه و اگه نکنه، رد می‌شه. این علم معلم تغییری نمی‌کنه.

ولی برای شاگرد، این تلاش (یا دعا، در قیاس ما) واقعاً سرنوشتشو عوض می‌کنه.

پس حکمت ثابت = چارچوب کلی در علم خدا / تغییرات ظاهری = نتیجه‌ی انتخاب‌های ما در دل اون چارچوب.

جمع‌بندی:

حکمت خدا ثابته چون کامل و مطلقه. اما دعا نه بی‌فایده‌ست و نه بیرون از این حکمت؛ دعا همون وسیله‌ایه که خدا گذاشته تا بخشی از اون حکمت تحقق پیدا کنه.

Tags :

#فلسفه

Mr.M

یکشنبه دوم شهریور ۱۴۰۴ 14:18

امروز تا الان چیزی نخوندم ، ولی رگه هایی از امید در من شکل گرفت . و دلیلش این بود که تونستم بعد از مدتی طولانی که از دستم در رفته ، صبح رو بعد از بیداری نخوابم . یه خامه شکلاتی خوردم با نون بربری . قبلش هم فکر کنم نسکافه خوردم که انرژیمو زیاد کرد که نخوابم .

درسته که هیچی هنوز نخوندم ، ولی خیلی خوشحالم که زندگیم حداقل در روزی که توش قرار گرفتیم یه نظم کوچیکی گرفته . الان که ظهره میتونم یکم بخوابم ، هرچند که خوابم نمیاد تقریباً . از دست دادنِ صبح یعنی نابودیِ کلِ روز ! مث چَکِ اول میمونه 😁 . باید این کارو تکرار کنم فردا . با یه نسکافه اوضاع رو میشه مدیریت کرد ، ولی شجاعت میخواد که بیداری رو به خواب ترجیح بدی و بری نسکافه بخوری !

امروز یه اشتباه بزرگ هم کردم ولی جبران میکنم .

312 روز و 17 ساعت دیگه کنکور تیر تجربیه .

Mr.M

یکشنبه دوم شهریور ۱۴۰۴ 1:14

دکتر بوپروپیون رو دوبرابر کرد دوباره ، ولی بعد از حدوداً یک و نیم هفته یا شاید دو هفته ، تأثیر جالبی ازش ندیدم . یه سریا میگن تاثیر دارو های شیمیایی موقته ، ولی درمورد من اصلاً تاثیری نداره که بخواد موقت یا دائمی باشه .

خدایا به دادم برس 😞❤️

یا رسول الله دستمو بگیر تورو خدا . منو ول کردی ؟ ینی واقن میخوای خودکشی کنم ؟ ای کاش بیشتر دوسم داشتی 💔 .

Mr.M

شنبه یکم شهریور ۱۴۰۴ 22:8

رقابت‌های جهانی ۲۰۲۵ این رشته که در شهر بمبئی هند برگزار شد، عنوان «طلایی‌ترین تیم» را به دست آورد، زیرا هر پنج عضو تیم ایران شامل علی نادری، حسین معصومی، هیربد فودازی، ارشیا میرشمسی و حسین سلطانی، مدال طلا گرفتند و ایران تنها کشوری بود که همه اعضای تیمش بر سکوی نخست ایستادند.

این دومین سال پیاپی است که ایران چنین موفقیتی را کسب می‌کند؛ دستاوردی که بار دیگر توانایی‌ها، استعداد و هوش بالای نوجوانان و جوانان ایرانی را در سطحی جهانی به نمایش می‌گذارد و تمجید محافل علمی بین‌المللی را به دنبال دارد.

+ بچه های ایران توی فلاکت اینطوری میدرخشن . وای به حال وقتی که بهشون رسیدگی بشه ! 😍

Mr.M

شنبه یکم شهریور ۱۴۰۴ 20:52

رتبه یک تجربی کنکور 1404 احتمالاً شناسایی شده . توی سایت ها جلو جلو آترینا فرهمند رو رتبه یک معرفی کردن و ترازش از 14000 یکم بیشتر شده . اولین رتبه برتریه که قیافه خیلی خوبی داره و احتمالاً تک بعدی هم نیست ( طرز لباس پوشیدنش اینو میگه ) . دوتا مصاحبه ازش وجود داشت که دیدم و جالب بود . حرفاشم مثل اکثر رتبه برتر های زیر ۱۰۰ بود . فقط ظاهراً هوشش نسبت به بقیه یه سر و گردن بالاتر بود . خیلی سخته که تک بعدی نباشی و رتبه یک کشور بشی . توی قلم چی هم ازش مصاحبه ای وجود داشت و گفته شده بود که هم پدرش و هم مادرش تخصص پزشکی داشتن . یکیشون متخصص مغز و اعصاب و اون یکی متخصص پاتولوژی . آترینا فرهمند ، توی فرزانگان یک شهر مشهد درس خونده .

Mr.M

شنبه یکم شهریور ۱۴۰۴ 2:28

روزی که گذشت ، El camino رو دیدم . عاقبت و سرنوشت جسی پینک من رو نشون میداد . خیلی قشنگ و البته غمگین بود .

هدف بعدی ، یه سریاله . چیزهای عجیب .

Mr.M

جمعه سی و یکم مرداد ۱۴۰۴ 22:4

دیشب مهمونا تا دیر وقت خونمون بودن . فامیلامونو میگم ؛ چون بقیه همشون بعد از ظهر رفتن . برا همین دیشب ، بعد از ساعت 00:00 هیچی نخوندم و بیهوش شدم از خواب آلودگی . صبح که بیدار شدم طلسمِ روز ، منو فلج کرد مث همیشه . من آدمِ صبح و ظهر و بعد از ظهر نیستم . من غروب به بعد موتورم روشن میشه و میتونم کارای مهمم رو انجام بدم . امروز ظهر بعد از ناهار رفتم یه نسکافه خوردم و خوابم پرید ، ولی افسردگیم از یه جهتِ دیگه زیاد شد ؛ مستقل از کارای نسکافه . نسکافه مث یه قهرمان جلوی افسردگی وایساد ولی نتونست منو از دست افسردگی نجات بده . شاید نتیجه از صد اینطوری بود : نسکافه : 40 / مشکلات مربوط به روان : 60 .

امشب بیدار میمونم و ده تا تست میزنم . بعدش میرم ادامه درس ششم رو میخونم . راستش خوندنِ درس ششم تیکه تیکه شد . بین خوندن ها ، تست میزدم و فاصله میفتاد .

شبتون بخیر ❤️ 🫂 .

Mr.M

پنجشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۴ 10:47

بعد از شروعِ امروز ، ینی بعد از ساعت 00:00 ، سه ساعت و چهل و پنج دقیقه خوندم . ساعت حدوداً 5:30 بود که رفتم بخوابم . دو ساعتی خوابیدم بعدش خانواده بیدار شدن و منم مجبور بودم بیدار باشم 😒 . صبحانه رفتم ارده و عسل و نون خوردم . بعدش رفتم راهرو رو گونی بکشم 😫😭 . با آهنگی که از گوشیم پخش میشد این کارِ مزخرفو انجام دادم . « من باهات قهرم » از تتلو رو گذاشته بودم که دیر تموم بشه 😂 . قبلشم دوتا آهنگ کوتاه گذاشته بودم ولی بعدش نمی‌خواستم دیگه با گوشی ور برم . برا همین یه آهنگ ده پونزده دقیقه ای گذاشتم .

🌹🌹🌹

امروز ظهر ده پونزده تا زن میان اینجا ختم صلوات . شبم فامیلای پدری و مادری میان خونمون و خونه بابابزرگم ( طبقه پایین ) برای نذری . مامانم یه دیگ قرمه سبزی گذاشته برا شب . پدرمم سرِ خرید برنج و سبزیش در اومد دیروز 😒 .

🌹🌹🌹

عملیاتِ دیشب موفقیت آمیز بود و امیدوارم پشت سر هم بازم تکرار شه . امشب مهمونا دیر میرن خونشون ولی سعی میکنم وقتی رفتن نخوابم یا حداقل یه ساعت بخوابم و بعدش بخونم . ترجیحاً صبح می‌خوام بخوابم چون صبح ها نفرین شده هستن و بدنم نمی‌ذاره بخونم . اگرم بخونم با فحش و خواب آلودگی و کلافگی و وسواس فکری و افسردگی میخونم .

🌹🌹🌹

الان پشت گوشی ام و گونی کشی تموم شده . خیلی عرق کردم . میرم حموم ، بعدش آرایشگاه میرم که دور موهامو بزنم و از حالت زامبی بودن در بیام 😒 .

بای بای 🫂 .

Mr.M

چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۴ 0:29

حدوداً سه یا چهار ساعت پیش نسکافه خوردم و انرژی مغزم زیاده . ولی تحریکات عصبانیتمم زیاده . ینی زود عصبی میشم بخاطر چیزای کوچیک .

امشب حداقل و حدوداً دو ساعت زیست میخونم . ینی میخونم و شاید برسم تست هم بزنم . تست زنیِ اصلیِ این درس از روز بعد شروع میشه . امروز خوندنش باید تموم شه .

خدایا کمکم کن که به مغزم و ذهنم و روحم تسلط خیلی زیادی پیدا کنم .

یا رسول الله ، از خدا بخواه که این دعایی که کردم استجابت بشه ❤️🫂 .

بریم بخونیم . نباید وقت تلف کنم . یاعلی 🔥 .

Mr.M

چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۴ 0:19

امروز دوتا چیز رو اعصابم رفت .

یکی بخاطر سریال بچه مهندس ۲ که پسر ۱۶ ساله یتیم می‌ره خواستگاریِ مژگان و مامان دختره تحقیرش می‌کنه . و مژگانم کادوی پسره رو بهش پس میده 💔🤦 . اشکای پسره رو وقتی می‌دیدم یاد خودم میفتادم و تا سر حد گریه جلو میرفتم . ولی مامانمم داشت نگاه میکرد و نباید سوتی میدادم . بنابراین از تکنیک خاص خودم استفاده کردم که چشمام پر از اشک نشه 😄 .

و اون یکی هم بخاطر این بود که هیچی نخوندم . من اشتباه کردم که خواستم روز بخونم . باید شب کارو تموم میکردم 😠😞

Mr.M

سه شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۴ 1:33

پس از آنکه پیامبر صلى الله علیه و آله پیکر فرزندش ابراهیم را به خاک سپرد، چشمانش پر از اشک شد، فرمود: «چشم اشک مى ریزد، و دل غمگین است ولى سخنى که موجب خشم خدا شود، نمى گویم.»

چشم ای رسول خدا 🌹 . حتماً حکمتی پشت کارهای خداست . خدا یه روز دست منم میگیره و می‌بره بالا . عجله ای ندارم . هرچی خدا بخواد ❤️ .

یا رسول الله ، منو ولم نکن . من هر از چند گاهی به عمق سیاهچال می‌رم . نذار خودمو بدبخت کنم و توی تاریکی ها فسیل بشم . خودت میدونی من چه جور آدمیم . پس ای کاش منو شایستهٔ آرزو هام بکنی و بعدش کمک کنی اون آرزو هام برآورده بشن ❤️ . دوسِت دارم دوست تنهایی های من 🫂 .

Mr.M

سه شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۴ 0:36

تا حالا چند نفرو از نزدیک دیدین که به یه کارتون خواب کمک کنن ؟ تا حالا چند نفرو دیدین که به دختر چشم آبیِ سفید و لاغر با ظاهر پولداری که پاش پیچ خورده و افتاده زمین کمک نکنن ؟

متن بالا به صورت غیر مستقیم به آدمای تنها ارتباط داره . کسی که تنهاست و شکست خورده ، رفتارش و ظاهرش منفور جلوه می‌کنه هرچند که آدم خوبی باشه . و وقتی اون آدم تنها نیست و حالت موفقی داره چه نیازی به دیگران داره ؟ آدما خودشونو میچسبونن بهش ، ولی چه فایده ؟

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Tags
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم