سلام . فردا میرم دکتر روانپزشک . احتمالاً این دفعه هم فقد خودم برم ، چون خانوادمو میتونم پیش روانشناس ببرم و لازم نیست پیش روانپزشکمم بیان باهام . حرفایی که باید گفته شه رو بعد از این لیست دارو ها میگم :
لیست دارو ها :
فلووکسامین : 3 تا 100 میلی . یکی صبح و دوتا شب
کلومیپرامین : 2 تا 50 میلی . یکی صبح و یکی شب
الانزاپین : 1 عدد 2/5 میلی . شب ها
بوپروپیون : 1 عدد 150 میلی . ظهر ها
پروپرانولول : 2 عدد 20 میلی . یکی صبح و یکی شب
حرفها :
ارتباطم با خدا داره بهتر و بهتر میشه و روی اخلاقم تاثیر مثبتی داشته . بعضی از سوره هارو هر روز میخونم و توی این کار ، تنبلی نمیکنم . مدیتیشن هم تلاش میکنم هر روز انجام بدم . اکثر اوقات به صورت نشسته و چهار زانوی مدیتیشنی ، و بعضی وقت ها هم به صورت تاق باز خوابیده و دست های قلاب شده روی شکم . خواب های شب ، خوب شدن نسبتاً . یه برنامه به اسم Duolingo رو ریختم و توش ژاپنی رو یاد میگیرم . جدیدا به این برنامه اعتیاد پیدا کردم و هر روز حدودِ یک ساعت یا بیشتر ، میرم مراحل رو میگذرونم . میخوام از کانالِ یوتیوبی که پیدا کردم هم برم حروفِ ژاپنی یاد بگیرم . کانالش به انگلیسیه و با آپشن زیرنویسِ آنلاینِ انگلیسی ، میتونم خیلی راحت تر بفهممش . استرسم پایین اومده و بنظرم به حالتی رسیده که همینقدر موندنش نسبتاً خوب باشه .
پیش روانشناس هم طبق معمول میرم . خانوادرم میبرم . سعی میکنم حتی بابامم به زور ببرم .
دندون پزشکی هم میرم و دندون هایی که توی دوران افسردگیم خراب شدن رو پر یا عصب کشی میکنه . مسواک رو معمولا دو بار در روز میزنم که شبهاش تقریبا همیشه هست و صبح رو شاید تنبلی کنم .
چاق شدم از وقتی الانزاپین اضافه شده . تا چند روز پیش ، بعضی وقت ها روزی یک بسته خامه ( ازینا که صورتیه روشون ) رو درسته میخوردم با عسل و نون های خیلی زیاد . ولی چند روزه که کنترل خوبی روی خودم دارم و صبح ها تحت هیچ شرایطی اصلن خامه نمیخورم و سعی میکنم حتی گرسنه بمونم که کبدم چرب نشه یا چاق بودنم بیشتر نشه .
ورزش های پیاده روی ، چند باری طی روز انجام شدن . پیاده روی ها معمولا نیم ساعت به شکل پیاده رویِ تند انجام میشن . توی خونه هم ورزش میکردم که چند روزیه تنبل تر شدم .
🔥 کار نمیکنم ، و دانشگاه هم یک ترم اخراج شدم و معلوم نیست که بذارن ترم بعدی رو ادامه بدم یا خیر . چندین بار پیگیری کردم و حتی حضوری هم دانشگاه رفتم و متوجه شدم که جوابش نیومده که میذارن بمونم یا خیر . جوابش رو دانشگاه خودمون تعیین نمیکنه . کمیسیون پزشکی منطقه ای اعلام میکنه . اونا هیچی نگفتن ، حتی یک کلمه که حداقل بگن اخراج شدی !
🔥 افسردگی رو به شکل خوابیدن های بیش از حد نشون میدم و خودمو فقد در حال درجا زدن میبینم و نمیتونم ساعت مطالعم رو زیاد کنم و نمیتونم کارای روزانه رو انجام بدم و پیاده روی رو هر روز برم . به توانایی هام شک کردم و بعضی وقت ها انقدر ناامید میشم که مغزم از کار میفته و فکر میکنم که همیشه افسرده خواهم بود و هیچ راهی وجود نداره برای در اومدن از افسردگی .
🔥 نوسانات خلقی بین افسردگی و خوشحالی و سبکی ، هر روز دیده میشن . و انرژیم مدام کم و زیاد میشه .
🔥🔥🔥🔥
حالم مجموعاً بهتر شده ، ولی به رها شدن از شر افسردگی ، اصلن باور ندارم ، هرچند که بعضی وقت ها نظرم برمیگرده به شکل موقت .