امروز صبح با پسرعمم (هوشبری میخونه ) و خواهرش و مامان و باباشون و خانواده خودمون و پدر بزرگ و مادربزرگ پدری ، رفتیم پارک . یکی از پسر عمه هام نیومد و رفت کوه انگار .
حوصلم نمیکشید ولی به هر حال ، حالم بهتر شد . یکمم الکی راه رفتیم و از گرفتگی در اومدم . الان داشتم فکر میکردم که چه دوراهی سختی پیش روم دارم . واقن با مرگ همه چیم رو تموم میکنم ؟ یا اینکه با خودکشی نا تمام ، معافیت دائم میگیرم ؟ یا اینکه تیمارستان میرم برای معافیت ؟ چیکار میکنم ؟ نکنه دانشگاه میرم ؟ آیا سربازی رو میخرم ؟ آیا کنکور میدم ؟ آیا اگر کنکور میدم ، وقت میکنم حداقل دوبار همه درس هارو تموم کنم ؟
ذهنم از این سوالات پر شده . و اینکه ته دلم میخوام زنده بمونم ، چون سه کتاب در آستانه رسیدن هستن که خیلی جذابن و خوندنی . شاید امروز برسن دستم . فقد بخاطر سه کتاب ، ۸۰ درصد از تاثیرات مثبت درونم رو گرفتم و الان دو به شک موندم که چیکار کنم ؟
دانشگاه رو که ول میکنم .این هیچی ! ولی موندم که جایگزینش رو چه چیزی قرار میدم ؟
مطمئنا جایگزینش رو با کنکور تجربی پر میکنم ، ولی خانوادم و فامیل هام ، آدمای مردم آزاری هستن و کرم میریزن توی زندگیم . اونارو چیکار کنم ؟ اونارو چطوری جا بدم توی زندگیم که صدمه نبینم ؟ آیا این یک سال رو برم تیمارستان ؟
مهم ترین کار ، گرفتن معافیت دائمه . ولی نحوه گرفتنش ، پیچیده ترین کاریه که توی این یک سال انجام میدم . بعدش میتونم صبح برم بیرون و شب بیام خونه . سر این شب اومدن ها هم داستان داریم و قراره دعوا بشه . چند تا فحش آبدار بدم ، اهلی میشن . ولی مشکل اینه که اعصابم خرد میشه بخاطر این بی شرف ها .
به هر حال ، من تحت هر شرایطی ، معافیت دائم رو میگیرم . پس بهتره خانواده رو تحت شرایطی قرار بدم که کتاب های کمک درسی رو کامل بگیرن . فلن چهارتا اختصاصی رو میگیرم و کتاب درسی های دوازدهم رو . کمک درسی های عمومی رو فلن نمیگیرم چون معلوم نیست این اسکلا چه برنامه ای دارن برای کشور ! با یه مشاور هم صحبت خواهیم کرد که ملاحظات رو انجام بدن و خانوادم رو از حالت توحش در بیاره .
🌹🌸🌺🌹🌸🌺
۱_ تحت هر شرایطی ، صبح ساعت ۸ میرم بیرون و شب ساعت ۷ ، راه میفتم به سمت خونه .
۲_ کتابخونه ای که میرم کتابخونهٔ «خ» هست و شاید بعد از عید ، جام رو عوض کنم و به کتابخونه «پ» برم . دوران عید ، کتابخونه «خ» میرم . صبح ساعت ۸ میرم بیرون و شب ساعت ۷ ، به سمت خونه شروع به حرکت میکنم .
۳_ کتاب های کمک درسی ، مشخص شدن .
۴_ هیچ کلاس کنکوری ، حق ندارن منو ثبت نام کنن. هیچ بسته کنکوری ، سرخود و با حرف الدنگ ها و بدون صحبت با من نمیخرن .
۵_ قلم چی رو از بعد عید ثبت نام میکنم و حق ندارن منو جلو جلو و بدون صحبت با من ، جایی ثبت نام کنن.
۶_ درمورد اینکه چقدر درس خوندم یا تا کجا جلو رفتم ، هیچ صحبتی نمیکنم با خانواده ؛ یا فامیل ها اگر سوال بپرسن ، به هیچ کدوم ، هیچ حرفی درمورد کارم نمیزنم و خانوادم حق ندارن وقتی چیزی سر در نمیارن ، درمورد درسهام از من حرف بکشن که درز پیدا کنه بین خاله زنک ها و تصمیم گیرنده های شکست خورده !
۷_ خانوادم حق ندارن هیچ سوالی برای من و بدون هماهنگی من ، از فامیل بکنن و از احمق ها ، راه خردمندی یاد بگیرن و جلوجلو برای زندگی من تصمیم بگیرن !
۸_ هیچ مهمونی ای نمیام ، هیچ سفری نمیرم و هیچ بیرون رفتنی نخواهم داشت بخاطر مواجه شدن با دوست و آشنا و بیرون اومدن از حال و هوای کنکور . هیچ کس حق نداره منو مواخذه کنه و یا خودشو مثل زالو به من بچسبونه که بخاطر تو هیچ جایی نمیرسیم حتی مهمونی ! من به وجود هیچ کسی احتیاج ندارم توی درس خوندن .
۹_ هر روز باید ناهار با خودم ببرم توی کتابخونه . یه چیزی باید همراهم بذارن که صرفا از گرسنگی نمیرم ! من توقع چیزی فراتر از این رو ندارم .
۱۰_ با هیچ کس نمیرم بیرون برای خوشگذرونی بعد از کتابخونه. اگر بخوام برم میلک شیک یا ذرت مکزیکی یا چیز دیگه ای بخورم ، یا اینکه راه برم و پیاده روی کنم ، فقد خودم میرم بیرون و کسی حق نداره خودشو بچسبونه به من ، حتی خانواده .
۱۱_ خانواده تحت هر شرایطی حق نداره زورکی فامیل رو مثل زالو بچسبونه به من که باهام ارتباط بگیرن . من دنبال هیچ ارتباط و سلام علیکی با زالو ها نیستم .
۱۲_ اگه خانواده زیر یک حرفشون بزنن ، من زیر همه حرفاشون میزنم که یادآوری کرده باشم با کسی شوخی ندارم .
۱۳_ اگه مهمونی خواست خونمون بیاد ، مشکلی ندارم ولی من ۸ صبح میرم بیرون و ۷ بعد از ظهر راه میفتم به سمت خونه . پس اونهارو تقریبا کل روز نمیبینم و وقتی هم میبینم ، باکسی صحبت نمیکنم و در حد سلام و احوال پرسی ، معاشرت رو به حداقل مقدار میرسونم .
۱۴_ شروع تقریبی و جدی برای مطالعه کنکوری ، روز اول آبان هست و تا یکم آبان ، ساعت مطالعم رو با خوندن کتاب های غیر درسی بالا میبرم . ینی کتاب های : باشگاه پنج صبحی ها ، قفل گشایی از مغز وسواسی ، مغزی که خود را تغییر میدهد ، تا چشم کار میکند لاکپشت و یا کتاب 504 .

