چهارشنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۴ 0:19

امروز دوتا چیز رو اعصابم رفت .

یکی بخاطر سریال بچه مهندس ۲ که پسر ۱۶ ساله یتیم می‌ره خواستگاریِ مژگان و مامان دختره تحقیرش می‌کنه . و مژگانم کادوی پسره رو بهش پس میده 💔🤦 . اشکای پسره رو وقتی می‌دیدم یاد خودم میفتادم و تا سر حد گریه جلو میرفتم . ولی مامانمم داشت نگاه میکرد و نباید سوتی میدادم . بنابراین از تکنیک خاص خودم استفاده کردم که چشمام پر از اشک نشه 😄 .

و اون یکی هم بخاطر این بود که هیچی نخوندم . من اشتباه کردم که خواستم روز بخونم . باید شب کارو تموم میکردم 😠😞

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم