امروز تا الان چیزی نخوندم ، ولی رگه هایی از امید در من شکل گرفت . و دلیلش این بود که تونستم بعد از مدتی طولانی که از دستم در رفته ، صبح رو بعد از بیداری نخوابم . یه خامه شکلاتی خوردم با نون بربری . قبلش هم فکر کنم نسکافه خوردم که انرژیمو زیاد کرد که نخوابم .
درسته که هیچی هنوز نخوندم ، ولی خیلی خوشحالم که زندگیم حداقل در روزی که توش قرار گرفتیم یه نظم کوچیکی گرفته . الان که ظهره میتونم یکم بخوابم ، هرچند که خوابم نمیاد تقریباً . از دست دادنِ صبح یعنی نابودیِ کلِ روز ! مث چَکِ اول میمونه 😁 . باید این کارو تکرار کنم فردا . با یه نسکافه اوضاع رو میشه مدیریت کرد ، ولی شجاعت میخواد که بیداری رو به خواب ترجیح بدی و بری نسکافه بخوری !
امروز یه اشتباه بزرگ هم کردم ولی جبران میکنم .
312 روز و 17 ساعت دیگه کنکور تیر تجربیه .