امروز قسمت آخر stranger things رو دیدم . دو ساعت بود . واقعیتش پایانش منو دپرس کرد . دلم برای ال و کالی سوخت و دپرس شدم . اشکم در اومد . و اینکه فیلم درمورد دوس دختر نابغهٔ داستین چیزی نگفت . معلوم نشد اصلاً کجا غیب شد ؟! داستینو ول کرد یا چی ؟ اون دوتا دختر که لزبین بودن رابطشون ادامه دار شد یا نه ؟ چرا اونی که پرستار بود از یه جایی به بعد غیب شد ؟!
بگذریم .... من از پایان سریال راضی نیستم اصلاً . دلم خیلی گرفت . و اگه خاطرات هنری روی افکارش تاثیر میذاشتن خیلی خوب میشد :) . متاسفانه هنری رو نبوغش و تاثیر دنیای وارونه نابود کرد .
درمورد سریال سوالای زیادی برام پیش اومد که یک ساعت و خرده ای با هوش مصنوعی حرف زدم به جواب برسم . و بعدش هم خوابیدم .