لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم 🔥
انشاءالله خسارت زیادی نبینیم و طوریتون نشه ❤️ .
لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم 🔥
انشاءالله خسارت زیادی نبینیم و طوریتون نشه ❤️ .
دیروز هیچی نخوندم متاسفانه . امروز سعی کردم تا موتورم کاملاً خاموش نشده یه کاریو شروع کنم . بنابراین ریاضیو ادامه دادم و دو ساعت و بیست و پنج دقیقه تقریباً خوندم . البته زمانو گم کردم و فقط میدونم بیشتر از دو ساعت ، و کمتر از حدود دو ساعت و چهل و پنج دقیقه خوندم . احتمال زیاد همون 2:25 بود . فصل کلفت تابع ، درسنامش تموم شد . فقد جزوه نویسیِ قسمت آخرش مونده که خیلی وقت نمیگیره و بعداً انجام میدم . فصل تابعی که از کتاب مهر و ماه تموم شد ، شامل فصل تابع دهم ، یازدهم و دوازدهم بود .
از نظر فرسایش ، روز خیلی سختی بود . امان از افسردگی . ولی شب که شد ، شارژم افزایش پیدا کرد و روحم پر کشید برای انجام حداقل یه کار ساده . حدود ساعت 1 و ربع ، شروع کردم به ادامه دادن ریاضی .
به صورت اتفاقی تصمیم گرفتم برم وبلاگ قدیمیم رو چک کنم .
به صورت اتفاقی پستای خیلی قدیمیم رو دیدم و تصمیم گرفتم یه سریاشونو منتقل کنم به این وبلاگ .
در همون حین ، به صورت اتفاقی چشمم به پیوند های روزانه وبلاگ قدیمیم افتاد و به صورت اتفاقی رفتم داخل سایت « داداش رضا »ی معروف .
مطالبش رو رندوم میخوندم و اتفاقی چشمم خورد به پستی که نوشته بود : این فایلی که میذارم فایل کل قرآنه و آرامش بخش ترین صدارو که درخواست کرده بودین گذاشتم ، و کیفیتش برخلاف اکثر جاها ، ۳۲۰ هست .
یه گیگ و خرده ای حجمش بود ولی بنظر من کاملاً می ارزید . این فایل میتونه حال منو بهتر کنه ، درست مثل همین چند دقیقه پیش که میخواستم قبل از خوندن ، مدیتیشن همراه با گوش کردن قرآن بکنم .
یه فایل دیگه ام داره که ترجمه قرآنم میخونه . اونم احتمالاً بعداً دانلود کنم .
راستی ! هیچ اتفاقی اتفاقی نیست ❤️ .
آدم های منفی، به پیچ و خم جاده فکر میکنن. و آدم های مثبت، به زیبایی های طول جاده… بلاخره هر دو ممکنه به مقصد برسند، اما یکی با حسرت و دیگری با لذت...
بخاطر ترس از دست دادن،چه چیزهایی را از دست داده ایم.
پائولو کوئیلو
چه خوبه تنها دغدغه آدم انتخاب های کوچیک باشه...
زیبایی انتخاب بین یک بستنی شکلاتی یا یک فنجون قهوه خوش طعم!
فیلم آبی/کریستف کیشلوفسکی
موفق کسی است که با آجرهایی که به سمتش پرتاب می شود بنایی مستحکم بسازد.
بجای این که به تاریکی دشنام بدهیم بهتر است شمعی بیفروزیم.
فردی که هیچ چشم اندازی نسبت به آینده نداشته باشه ؛ کاملا به گذشته بر میگرده .
دیگـــــران را ببخـــش و خـــود
را رهـا کن ، وقتی کیـنه ای
در دل نداشـــته باشی..
سبـکتر و راحـتتر
خواهــــی بود!
ﺩﻭ ﺗﻌریف جدید جالب ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺳﭙﺮﺩ:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
در سقوط هم می توان سهمگین ، باشکوه ، با صلابت و زیبا بود .
این را آبشار به من آموخت .
فرقی نمی کند آغازِ هفته باشد یا پایانش …
صبح باشد یا شب … بذرِ امید ؛
نه وقت می شناسد ،
نه موقعیت …
هر وقت بکاری ؛
شبیهِ لوبیایِ سحر آمیز ،
با اولین طلوعِ آفتابِ خواستن ؛
جوانه می زند …
و تا آسمانِ موفقیت و توانستن ،
اوج می گیرد …
هرگز نا امید نباش … !!!
نا امیدی ، تیشه ی بی رحمی ست ؛
به جانِ ریشه ی شعور و خوشبختی ات …
پس تا دیر نشده ،
بذرِ جادوییِ امیدت را بکار ،
و معجزه هایت را درو کن ❤️ .
تو که میدانی باید در سختی ها مقاوم باشی،
چرا ناامید می شوی؟!...
تو که میدانی روزهای سخت نمی مانند چرا
باز هم نگران و ناآرامی؟! ...
تو که بهتر از من می دانی ...،
پس چرا باز هم ...؟!
می دانم که می دانی،
اما دیگر، ولی و اما و اگر ندارد!
آرام و استوار به مسیرت ادامه بده ...
ذهن زیبایت، زندگی را زیبا خواهد کرد؛
آنگاه تو میان خوشبختی غرق خواهی شد،
آنقدر که هیچکس نتواند نجاتت دهد ...!
خیالت راحت،
من هم می دانم،
تو هم می دانی،
بی اما و اگر؛
خدا همیشه هست ...
روزی که گذشت پنجره آشپزخونه رو از بیرون یه دور با دستمال کفی و یه دور با آب شستم . با اینکه طبقه دوم هستیم ، ولی نمیدونم چرا ترسم نسبت به ارتفاع کم بود ؟! بنظرم بخاطر حس خستگی بود و توی حال خودم نبودم .
ساعت شیش بعد از ظهر هم راه افتادم برم دکتر روانپزشک . دکتر دوباره یه نامه داد برای شورای عالی سه نفره که قراره ۱۴ ام اسفند برگذار بشه و منم باید برم . دارو ها ثابت موندن و دفعه بعدی ۲۱ فروردین باید برم پیشش . ینی دو ماه دیگه .
دوباره بحث تنهایی رو اونجا مطرح کردم . دکتر گفت باید یکیو پیدا کنی . گفتم « آخه کیو پیدا کنم ؟ از کجا پیدا کنم ؟» « گفت بلخره از یه جایی باید شروع کنی » .من گفتم «نمیدونم باید چی بگم و استرس میگیرم اولش . » گفت « برا اینکه ترست از جنس مخالف بریزه ، همین جوری که داری توی خیابون راه میری از دخترا آدرس بپرس ! اینطوری به مرور برات عادی سازی میشه . مکالمرم تا جایی که میتونی طولانی کن ؛ مثلاً آدرسی که بهت میگه رو الکی متوجه نشو و ازش هی سوال بپرس . » راه جالبیه بنظر خودمم 😅 . البته من نسبت به قدیم خیلی بهتر شدم و میتونم راحت تر ارتباط بگیرم . به دکتر گفتم « من شروع کننده خوبی نیستم . وگرنه مشکل زیادی با ادامه دادن ندارم . اولش خیلی میترسم . میترسم که یهو دختره قاطی کنه و آبرومو بخواد ببره ! » گفت « اگه همین کار ساده ای که گفتمو بکنی ، به مرور ترست میریزه و از این حالت در میای » .
ساعت مطالعه روزی که گذشت اوکی بود . روزی که شروع شد هم انشاءالله اوکی باقی خواهد ماند ! 🥰
راستی براتون عجیب نیست که برخلاف نوشته هام انقدر خجالتی باشم ؟ 😄 بعد از دوران دانشگاه میتونستم خیلی راحت تر با دخترا حرف بزنم ، ولی خب هنوز باید پیشرفت کنم توی این حوزه .
قوی بودن ؛ در دنیایِ من ، انتخاب نیست ،
یک قانونِ اساسی و اجباریست .
من شکست را ، نمی پذیرم !
به جایِ نشستن و افسوس خوردن ؛ می ایستم و شرایط را تغییر می دهم !
می جنگم ، زخمی می شوم ، زمین می خورم ، اما شکست ، هرگز !
من عمیقا باور دارم که شایسته ی آرامشم ،
و برایِ داشتنش ،با تمامِ توانم ، تلاش می کنم .
من آفریده نشده ام که تسلیم باشم ،
که مغلوب باشم ،
که ضعیف باشم !
من آمده ام که جهان را ، تسلیمِ آرزوهایم کنم ،
"من" خواسته ام !
پس می شود ...
امروز دوبار با این آیه مواجه شدم :
اعملوا آل داوود شکراً و قلیل من عبادی الشکور :
ای خاندان داوود ، شکر خدا را به جای آورید ؛ ولی مقدار کمی از بندگانم شکرگزار هستند .
دفعه اول موقع خوندن درس اول فارسی دوازدهم . دیباچه سعدی اینو نوشته بود .
دفعه دوم هم در برنامه محفل با این آیه مواجه شدم و اصلاً انگار کل برنامه حول این آیه میچرخید .
باید از امثالِ اسماء یاد بگیرم که در شرایط سخت بتونم خوشحال بمونم و حتی خدارو تحت هر شرایطی شکر کنم .
خدایا ، در این دنیا و دنیای بعد از مرگ ، من و امثال من رو خوشبخت کن . خدایا ، منو عاقبت بخیر کن . و ببخش منو که نزد تو آدم بدی هستم . من هنوز جا نزدم چون تورو دوست دارم . دستمونو بگیر . بدونِ کمکِ تو ، توی این دنیا نابود میشیم 🤝❤️ .
قالب طراحی شده توسط: