دیروز ساعت ۱۰_۱۱ رفتیم خونه خاله بزرگم . مولودی گرفته بود . یه عده از مردم و خاله هام اونجا قرار بود بیان با بچه هاشون . مامانم و دوتاشون اومده بودن . فک کنم مجموعاً یکم از صد نفر بیشتر بودن . منم برای تنوع رفتم وگرنه حسی به این جور کارا ندارم متاسفانه . در واقع من مشکلات بزرگتری دارم که باید حلشون کنم .
از حالم نپرسید ، چون جوابش هنوز مثل قدیمه . ولی خداروشکر که خدا با منه :) .