دوقتا فکر وسواسی دارن اذیتم میکنن . یکیشون اینه که باید زنگ بزنم دانشکده قدیمم که میرفتم . علت زنگ زدنم اینه که بپرسم آیا لازمه که واقن بیام تا اونجا ؟ نمیشه همه چیو پست کنید و پولش رو خودم بدم ؟ چقدر از مدارکم اونجا هستن و چقدر مهمن ؟ ولی خب خجالت میکشم با اون خانوم حرف بزنم . اگه ازم سوال اضافی ای بپرسه ، قلبم وایمیسه ! بجز اینکه دانشگاه رو خراب کردم ، سربازی رو هم معلق موندم و دارم کار دیگه ای میکنم ! نمیخوام هیچ چیزی که به اون دانشگاهمون مرتبطه ، به زندگیم دوباره وصل بشه .
فکر وسواسی دومم درمورد اون اراذل پارک بود . صحنه های مختلف فرضیِ دعوا رو تصور میکردم . البته صحنه هایی که وجود نداشتن هیچ وقت ! چیزای جدید خلق میکردم و بخاطرشون حالم گرفته میشد و کمی مضطرب میشدم .
میبینید چقدر راحت میشه زندگی رو سخت کرد ؟ :) بخدا اگر بیماری روانی نداشتم و همین مغز رو داشتم ، الان پزشکی دولتی دانشگاه تهران میخوندم و دبیرستانم سمپاد رفته بودم و از خفنای کشور بودم ! شایدم المپیاد زیست رو توی کشور طلا میاوردم !
واقن فکرِ تباه بودنم منو به زانو در میاره ، ولی نمیشه که تا قیامت همونجوری بمونم ! پس کارِ درست اینه که پیشرفت کنم و به اختلالات روانیم توجه زیادی نکنم و در حد معقول به سخت و دردناک بودنشون بها بدم .
سوره یاسین شاید بتونه بهم کمک کنه . در واقع قرآن شاید بهم کمک خوبی بکنه . سوره یاسین به عربی رو هر روز سعی میکنم بخونم و بعضاً سعی میکنم که فارسیشم از اول تا آخر بخونم و سعی کنم متوجه منظور نسبتاً دقیق آیه ها بشم .
یکی از کاربرد های سورهٔ پر از فضیلت یاسین ، درمان بیماری های روانی و جسمیه . فک کنم سرعت بهبودی و ترمیم رو زیاد تر میکنه ، و چیزی باید وجود داشته باشه که سرعتش بخواد زیادتر بشه ! پس باید همین مسیر رو ادامه بدم و از قرآن کمک بگیرم .
خدایا خیلی بهم سختی دادی :) . ولی بابت نعمت هایی هم که بهم دادی ازت ممنونم ❤️🩹 .
خدایا میشه کاری کنی که فردا صبح زود بتونم عربی و فارسی سوره یاسین رو بخونم ؟
بچه ها یه چیز عجیبی کشف کردم و اون اینه که زندگیم داره به سمت اعتقادِ عمیقتر به خدا حرکت میکنه . انگار خدا میخواد کاری کنه که ارزشش رو حس کنم و بدونم که اگر واقن و قلباً اونو به بقیه ترجیح بدم ، برام چه کارهایی میکنه :) .
روزی که گذشت : یک ساعت دنیای سوفی
فردا صبح :
دنیای سوفی / فیزیک / شیمی و حداقل سه ساعت و حداکثر چهار ساعت .