شنبه ششم دی ۱۴۰۴ 12:39

امروز همون‌طور که شب گفته بودم ، رفتم بهداری . اول رفتم طبقه دوم ( همکف + دو طبقه ) و از اون خانومه که ازش نوبت گرفته بودم پرسیدم الان باید کجا برم ؟ یه ورق کوچیک داد و گفت برو صندوقداری و اینو پرداخت کن . بعدش برو پیش روانپزشک . رفتم پایین ، ولی بعدش رفتم طبقه دوم که فکر میکردم روانپزشک اونجاست ؛ ولی اونجا نبود و گفتن طبقه اول باید برم . رفتم طبقه اول ولی دیدم چیزی نیس و دوباره رفتم طبقه دوم ! از یه دانشجوی پزشکی پرسیدم دکتر کجاست ؟ گفت فلانی رو میگی دیگه ؟ گفتم آره . گفت همینجا طبقه پایینی . رفتم طبقه اول و نوبتِ لحظه ای گرفتم و نشستم . نیم ساعتی گذشت فک کنم و بعدش نوبتم شد . دکتره نسبتاً آدمیزاد بود و مشکلی بنظر نیومد که درست کرده باشه . ورقی که بهم داد شامل نوشته های الکی خوش بینانه نبود ! چیزی که گفتمو کپی پیست کرد اون جا . راستی نامه روانپزشکمم دید . بعدش گفت برو بالا پیش روانشناس ، بعدش هرچی بهت داد + این ورقی که بهتر دادم + چیزایی که بهم دادی رو بده به شورا . رفتم طبقه دوم ولی خیلی شلوغ بود . پسره که دانشجو پزشکی بود بهم گفت که برو صندوق هزینه این آزمونه رو پرداخت کن بعدش بیا بالا آزمون بده . رفتم همکف و حساب کردم و بعدش رفتم از رو به روی اونجا خودکار گرفتم برای تست روانشناسی . رفتم طبقه دوم ولی پسره کلافه شده بود از بس شلوغ بود و بهم گفت برو یکی دو ساعت دیگه بیا ، اینجا الان خیلی شلوغه نوبتت نمیشه . منم نشستم روی صندلیِ آزمون . یکم زمان گذشت و بعدش پسره گفت امروز نمیشه آزمون بدی . خیلی شلوغه ! من ولی وانمود کردم که چیزی نشنیدم و نشستم ! پسره بعد از حدود یک ساعت رفت سوالارو گرفت و با پاسخبرگ تحویل داد . گفت اینارو پر کن ولی نتیجشو امروز نمیتونی بگیری چون خیلی جمعیت زیاده . 370 تا سوال بود که باید با بله و خیر علامت می‌زدی . آزمونش رو حدوداً چهل دقیقه ای دادم و برگه رو تحویل دادم . پسره گفت برو پنجشنبه بیا نتیجه آزمونو بگیر .

خلاصه خیلی بالا پایین شدم ولی نتیجه خوبی داد . خیلی خونسرد رفتار میکردم ولی لبخند نمیتونستم بزنم . سر شده بودم از خستگیِ کارای اداری . جوابامم به دانشجوعه خیلی کوتاه کوتاه بود . وقتی برگه رو تحویلش دادم اصلاً حال نداشتم حرف بزنم و چیزی نگفتم . ولی بعد از اینکه گفت باید پنجشنبه بیای ، ازش دو سه تا سوال پرسیدم .

مسیر رفت اصلاً شانس نداشتم و اتوبوس دیر اومد . مسیر برگشت خیلی خوب بود و هم اتوبوس زود اومد و هم خلوت بود . البته موقع رفت هم خلوت بود ولی خیلی دیر اومد .

هزینه ها یکم رو مخم رفتن . برای اینکه بتونم کارای معافیت رو شروع کنم باید هم روانپزشک میرفتم و هم روانشناس . در حالیکه بیمه نیرو های مسلح هم نبودم و آزاد حساب میشد . حدود دویست و پنجاه تومن فک کنم ویزیت روانپزشک شد و دویست و ده تومنم برا آزمون و روانشناس . البته روانشناسو ندیدم فلن .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم