خونه خالمم . از دانشگاه با پسر خالم اومدم خونشون . دانشگاه آب پاکیو ریخت رو دستم ولی نتیجه کمیسیون نیومده هنوز . در واقع ، اخراج شدنم هنوز اعلام نشده وگرنه حالت دیگه ای نیست .
انقدر بی کس و کار شدم که میخوام خودمو بکشم .
انتخابام :
بیمارستان روانی و معافیت و کنکور / پارتی برای سربازی راحت تر و گرفتن کار اداری و بعدش هم کنکور /
چیزی نمیدونم . ذهنم خستس . گریه ها هم بسیار .
خدام گرفته خوابیده ولی من اصرار دارم که بیدار بمونم .
خدا کسایی که زخممو گسترش دادنو نیامرزه .
🖤
شنبه قراره برم روانشناس . احتمالا با پدر و مادر برم . من که چیزی ندارم از دست بدم . لنگِ یه اسم روانی هستم ؟ خب بهم بگن روانی !