ولنتاین امروز رو وقتی فهمیدم که دختر دختر خالم برای خالم و شوهر خالم و خاله و مامانش کادو آورد 😅 . البته نمیدونم کسی براش چیزی گرفت یا نه . من امسال هم کسیو نداشتم ، و واقعیتش یکم حسودیم شد به دختر پسرایی که جشن میگیرن . و برای خنثی کردن حس حسودی ، متوسل به دعا شدم برای دختر دختر خالم . دعا برای اینکه عمرش طولانی باشه و خوشحال و خوشبخت زندگی کنه و همیشه لبخند بزنه .
راستی امروز با مامانم یه عطر خریدیم یک میلیون و دویست هزار تومن 😂💔 . غافلگیر شدیم جفتمون از قیمت ، ولی خب پسره همه کارارو کرده بود و حتی مادهٔ جلوگیری کننده از لک شدن لباس رو هم به محلول اضافه کرده بود . فک نمیکردم انقد گرون باشه چون تا حالا خودم عطر نگرفته بودم . یادمه حدوداً سال ۱۴۰۱ بود که پسرخالم سر راه از سوپری دوتا عطر گرفت که دویست هزار تومنم نشد مجموعاً . منم همون مارک رو از پسره خواستم ولی خب ظاهراً کیفیتش زمین تا آسمون فرق داشته ، وگرنه این حجم از اختلاف خیلی تخیلیه . با این حال من بوی اون عطر ارزونه رو خیلی بیشتر دوس دارم و نگهش داشتم که دوباره از یه جایی پیداش کنم و خودِ خودشو بخرم .
مارک اینی که دارم و اونی که داشتم : سیلور سنت .