پنجشنبه ۲۳ ام روز خوبی بود . دوتا کار خیلی مفید کردم که پیش پا افتاده محسوب میشن بین اکثر آدما . یکی حموم رفتن و اون یکی هم آرایشگاه . مو هام واقعن رو مخم رفته بودن . بجز اینکه گفتم دورشو کوتاه کنه ، روشم گفتم یکم کوتاه کنه . جدیداً از موی خیلی بلند خوشم نمیاد چون کاربردی نداره برام و فقد دردسره 😄 .
هوش مصنوعی تأکید کرده که حتماً چهار ساعت یا سه ساعت بخونم چون بیشتر از اون باعث افزایش OCDی من میشه . بنابراین ۲۴ ام دو ساعت خوندم ولی بیشتر نشد . آدم دلش برای این چیزا میسوزه ولی دردی که بیشتر از بقیس اینه که کار خاصی از دستت بر نیاد :) .
قصد دارم توی همین شروع روز برم دو ساعت ریاضی و یک ساعت فارسی بخونم . ( بخونم ینی کارای مربوطه رو انجام بدم ) . نمیدونم چی میشه ، ولی از خدای رسول الله میخوام که امشب دلم نشکنه و تا آخر بتونم جلو برم . ایشالا صبح که میریم خونه خالم ، اونجا میخوابم . الانم یه نسکافه میخورم که خوابم بپره ، هرچند که توی روزی که گذشت زیاد خوابیدم .