اتاق خوابو مرتب کردم . لباسهایی که بعد از برگشت به خونه برنداشته بودم و آویزون نکرده بودم رو جمع کردم و گذاشتم سر جاشون . کتابای اضافه رو جمع کردم . دفتر برنامه ریزی قلم چی رو بروز کردم و هدفگذاری این هفته رو با تفکیکِ درس ها اضافه کردم .
یه قسمت از فیلم چیزهای عجیب رو هم دیدم . داره جذاب و جذاب تر میشه داستانش .
یه انعطاف پذیری درست کردم که بتونم باهاش ساعت مطالعه رو زیادتر کنم . تصمیم گیری ای که چه درسی رو بخونم رو به زمانِ پشت میز نشستن محول میکنم . ینی هر روز صبح برنامه ریزی نمیکنم که چی رو باید چه زمانی از روز بخونم .کلاً سه تا درس رو باید بخونم . هر کدوم رو هرچقدر خواستم میخونم . اینطوری ذهنم آروم میگیره که : دیگه مجبور نیستی خودت رو زندانیِ برنامه کنی و خودتو بزور پشت کتاب بنشونی .
ولی یه برنامه ریزی کلی میکنم اول هفته برای کل هفته . این برنامه ریزی میتونه ذهنم رو در لحظاتی که پشت میز هستم کنترل کنه و روش تاثیر بذاره و بهم پیشنهاد بده که اگه چیکار کنم نه سیخ میسوزه نه کباب .
این هفته و هفته بعد ، هر روز صرفاً دو ساعت .
بعد از این دو هفته ، نگاه میکنم که اوضاع چطور هست و چطور بوده تا الان . طبق اون شرایط ، تعیین میکنم که تا چند وقت ، چند ساعت بخونم .
خوبه نه ؟ 🥺
خدایا به تو توکل میکنم و از تو کمک میخوام . خدایا منو از لذت های زودگذری که بین من و هدفم فاصله میندازه دور کن . خدایا ، منو از وسواس ها و افسردگی ها و اضطراب ها و بعضی مشکلات شخصیتی در امان نگه دار ، چون هم من میدونم و هم تو میدونی که چقدر بهم آسیب وارد کردن . خدایا منو به شیاطین جنی و انسی مسلط کن و راه نفوذ حرف های منفی یا بی ربطِ دیگران رو ببند . خدایا من ازت پزشکی دولتی میخوام توی همون دانشگاهی که توی ذهنمه و تو میدونی . منو آماده و ورزیده کن که فقط با یه یا علی گفتن دوازده ساعت بخونم !
خدایا یه کاری کن که امسال تا کنکور سال بعد وابسته به کسی نباشم و عاشق هیچ کس هم نشم . خدایا منو از حاشیه ها دور نگه دار و آدم هایی رو بهم نزدیک کن که ارزشمند باشن . ممنونم ازت .