امروز تونستم افسردگی رو کمی بهتر از دیروز کنترل کنم . بخاطر اینکه وسطای ظهر نسکافه خوردم و افت انرژیِ بعد از ظهر و غروب رو خنثی کردم . با این حال ، نزدیکای تموم شدنِ روز ، وسواس فکریم کمی زیاد تر شد و درضمن خیالبافی ناسازگار با خوردن نسکافه بیشتر شد . افزایش خیالبافی ها بخاطر کاهش غم و اندوه ، تا حد نسبتاً خوبی تحت کنترل در اومد ولی ساعت حدود دوازده شب ، افزایش مزخرفی پیدا کرد که احتمالاً بخاطر رضایتِ زمان مطالعه بود . ینی چون خوشحال شدم که کتاب خوندم ، انرژی مغزم زیاد شد و خیالبافی ها شروع شدن . الآنم یکم متشنجم و انرژی خیالبافی ها خیلی تخلیه نشدن . باید پامو تکون ندم که خیالبافی ها تا حد زیادی قطع بشن . ( حرکت پا ، با انجام خیالبافی همزمان شده و حالت شرطی گرفتم . )
مجموعاً دو ساعت و پنج دقیقه خوندم .
قسمت پنجم از فصل دوم سریال from رو هم دیدم . فردا سعی میکنم هم from رو ببینم هم ادامهٔ squid game رو . ای کاش مسابقه های اسکویید گیم تکراری نبودن :( . قسمت یک تا سه رو فلن دیدم .
🥀🥀🥀🥀🥀
من الان حالم خوبه ، ولی خدا میدونه نیم ساعت دیگه خوشحالم یا ناراحتم یا عصبیم یا استرس گرفتم یا معمولیم . صرفاً حدس میزنم که خوشحالیم فروکش کنه و معمولی بشم ، ولی بدن من نشون داده که هرچیزی ممکنه ! خدا منو طوری خلق کرده که قدرت عقلم نتونه آیندمو پیشبینی کنه . این در حالیه که درمورد هر چیزی بجز خودم ، راحت میتونم به جواب های احتمالی برسم ، ولی خدا برای اینکه انصاف رعایت بشه تصمیم گرفت با بیماری های روانی پوستمو بکنه و به خواری بندازه که فک نکنم زندگی راحته و یاد بگیرم که هرچیزی رو شوخی نگیرم .
من نمیدونم که سرنوشت کنکور سال بعدم و نهایی هام چی میشه و چطوری میگذرونمشون . ولی صرفاً توی این لحظه و لحظاتی که خیالبافی ناسازگار زیاد میشه حس میکنم که نتیجه نهایی خیلی خوب خواهد بود . منطقم بهم میگه که نباید به اندازهٔ باور خیالبافی ها به اونها بها بدی ، چون خیالبافی هام خیلی اغراق شده هستن و درضمن باعث میشن تلاشم کمتر شه . در واقع منظورم اینه که زمانم با فکر کردن هدر میره و زمانی که انرژیم بالاست ، فقد توی مغزم میچرخم و چیزی نمیخونم . پس افسار ذهنم رو خیلی محکم تر باید بگیرم دستم . مغز وحشی ای دارم .
درضمن امروز مشکل خ.ا باز پیش اومد و امتیاز منفی ای محسوب میشه :( . امیدوارم دیر تر انجامش بدم و یا اصلن انجامش ندم .
🥀🥀🥀🥀🥀
من چند روزه که بر این عقیده ام که هیچ مهمونی ای نرم و خونه هیچ کدوم از خاله هام سر نزنم . حتی ترجیحاً برای مهمونی ، خونه بابابزرگم که طبقه پایینمون زندگی میکنه نرم . نه بخاطر اینکه زمانم گرفته میشه ! بلکه برای اینکه یادآوری کنم : خیلی عقبی و زمان داره با سرعت زیادی میگذره و هدر میره . پس به خودت بیا پسر ! یه یا علی بگو و با توکل به خالق جهانیان ، خودت و اطرافت رو تغییر بده و در نهایت همرو شگفت زده کن .
منِ عزیز ! یادت نره که چه چیز هایی ممکن هستن و چه چیز هایی ممکن نیستن . اتفاقای موقتی ، موقتی هستن و روی امکان ها نباید تاثیر زیادی بذارن . وقتی زمان کافی داری ، ینی میتونی نتیجه بگیری . پس به عصبانیت های زودگذر و به استرس های زودگذر و به افسردگی های زودگذر نگاه چندانی نکن . به جلو نگاه کن نه به اطرافت . به جلو نگاه کن نه به ناتوانی هایی که میتونن امیدت رو از پا در بیارن . به شرِ مخلوق نگاه نکن . به خیرِ خالق نگاه کن . به پیشبینی دیگران نگاه نکن . به عقلت که بیشتر از بقیه همه چیز رو وارسی کرده نگاه کن . به تنهاییِ محضت نگاه نکن . به دنیای پر از عشقِ آیندت نگاه کن . این تنهایی ها تموم میشن منِ صبور و مهربونم . پس لطفاً خودتو کنترل کن و دیوونه نشو :) . لطفاً کمتر ناامید شو و اگر ناامید شدی ، کمتر ناامید بمون . ید الله فوق ایدیهم . لیس للانسان الا ما سعی . ما ودعك ربك و ما قلی ❤️🫂 . فان مع العسر یسرا . ان مع العسر یسرا . الا بذکر الله تطمئن القلوب . الله عند القلوب منکسرة 🥀🫂 . یا محمد ، یا رسول الله ، از خدا برای من کمک بخواه . از خدا برای من معافیت هایی که به صلاحمه بخواه . از خدا دانشگاه رفتن و درمان شدنم رو بخواه . از خدا بخواه که بهش نزدیک بشم . از خدا بخواه که تورو بیشتر دوست داشته باشم . دوستت دارم دوستِ خدا ❤️ . یا علی 🍀🌻🪴🌺🌴🌹 .