یاد خاطره درگیری یک دقیقه ای داخل پارک افتادم . حالم گرفته شد و سناریو رو عوض میکردم همش و نتیجه درگیری رو مدام به شکل های مختلف درمیاوردم . و در ادامه ، ناخواسته ربطش دادم به موضوع دیگه ای که ربطی به اون خاطره نداشت . در واقع ربطش دادم به مسئله تجاوز جمعی به دختر ها . صحنه رو تصور کردم و روحم در هم شکست . چرا به این موضوع باید فکر کنم ؟ چرا شعورم نمیرسه که نباید به موضوعاتی که نمیتونم تغییرشون بدم فکر کنم ؟ خدا همه بیماران جسمی و روحی رو شفا بده و امیدوارم من رو هم نجات بده و کمکم کنه دست بقیرم بگیرم ✨ .
جدا از افکار ناراحت کننده ام ، سه ساعت خوندم که این خیلی خوبه و تونستم دومین روز پیاپی ، سه ساعت بخونم . زیست و شیمی رو از هفته بعد آروم آروم شروع میکنم . ترجیحاً شیمی رو زودتر شروع میکنم ولی مطمئن نیستم .
کتابای غیر درسی رو هم نیاوردن . احتمالاً فردا بیارن . نمیدونم چرا لفتش میدن ! حالا خوبه نه عزای عمومیه و نه مراسم شهادت یا ولادت 😕 .
امیدوارم و از خدا کمک میخوام که فردا روز خوبی داشته باشم .
راستی یه پی دی اف قرآن پیدا کردم که انقد قشنگ و جذابه که روش کراش زدم 😂😂 . فردا فک کنم ازش قرآن بخونم . ولی بدیش به اینه که نمیشه اسم سوره رو سرچ کرد . امتحان کردم و نمیاره . باید جای تقریبیش رو حفظ کنم ظاهراً .
بچه ها چطوری میشه یه صفحه از پی دی اف رو سرچ کرد که بیاره ؟ جای سرچ داره ، ولی اصلن هیچی نمیاره و به قول بچه های تجربی ، وستیجیاله 😂 .
قرآنی که خواهم خوند ، برای آشنایی با خدا و طرز فکرش هست و برای روان شدنِ روخوانیم . ولی دعا میکنم و از خدا میخوام که قانوناً مشکلی با ثبت نام کنکور و شرکت در کنکور و ثبت نام و ورود به دانشگاه نداشته باشم و در ضمن ، ایست خدمتی دوم رو هم بگیرم که کمکم کنه در کنکور شرکت کنم . اگرم کارت قرمز بگیرم ، بازم برام مهم نیست . من فقد میخوام خودمو به خودم و دیگران ثابت کنم .