پنجشنبه سوم آبان ۱۴۰۳ 17:54

جالبه که مامانم بعد از اینکه بابام درمورد حرفای خصوصی روانپزشکی که میرم حرف زد ، کاملاً سکوت اختیار کرده و طعنه نمیزنه و متلک نمیندازه و پرخاش نمیکنه و سر و صدای وسایلی مث بشقاب و قابلمه رو حین شستن و جابجایی ، به عمد در نمیاره .

🌹🌹🌹🌹🌹

پروژه امروز رو شروع کنیم . البته لنگان لنگان 😅 . امروز خیلی توی اینستا فیلم دیدم . از پیجایی که فالو کردم البته . برا همین عذاب وجدان کمتری دارم نسبت به حالتی که توی اکسپلور میرم ولگردی 😂 . کلیپهای خنده دار و کلیپای غم انگیز با چاشنی دلداری دادن میدیدم 🙃 . بعضیاشونم دانلود کردم که داشته باشم ( با ربات تلگرام ) .

🌹🌹🌹🌹🌹

خیلی مشتاقم که ساعت مطالعه این هفته ، از هفته گذشته ، حداقل نیم ساعت بیشتر باشه . ولی اوضاع طوری شده که افت هم کردم . به هر حال الان باید یه تکونی بدم و برم سر زندگیِ واقعی . باید از مجازی دربیام ، حتی اگر قلبم توی مجازی باشه و مغزم توی کتابها و یا مشکلات .

🌹🌸🌹🌸🌹🌸🌹🌸🌹🌸🌹🌸

یا محمد ، یا رسول الله ، بهم کمک کن که به خودم کمک کنم 🥲❤️‍🩹 . خودتم بهم کمکای اضافه کن اگر راهی هست 🥲 . اگرم راهی نیست ، منو ول نکن و دنبال راه های جدید بگرد که به قلب و مغزم نزدیک تر بشی . حوصلهٔ بی حوصلگی ندارم دیگه .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم