دوشنبه سی ام مهر ۱۴۰۳ 22:41

رفتم روانپزشک . دیدم بابامم اونجاست . یکم تعجب کردم ولی بعدش فهمیدم که میخواد درمورد سربازیم از دکتر سوال کنه ؛ چون این دکتری که میرم ، یکم قوانین سربازی رو بلده و توی یه جایی که مربوط به معافیت دادن هست هم کار می‌کنه . هرچند که برای کارای معافیت من کاملاً بی تاثیره و ارتباطی با کارش نداره .

با بابام رفتیم داخل و یکم باهاش حرف زدم . انرژی نداشتم حرف بزنم و جمله سازیم یکم ضعیف شده بود ولی طاقت آوردم و هر چیزی لازم بود رو گفتم . البته با سانسور قسمت هایی که گفتنشون واجب نبود .

بعدش دارو هارو داد و من رفتم بیرون چون میخواست تنها با بابام حرف بزنه .

راستی فک کنم دارو ها ثابت موندن و فقد یه دارو اضافه کرد به اسم رهاکین . حوصله ندارم درموردش بدونم .

وقتی اومدیم خونه چشم راستم درد میکرد و واقن اذیت میشدم . من می‌دونم علت این سردرد ها چیه 🥲 . امروز خ.ا انجام دادم متاسفانه . از بدنم عذرخواهی میکنم ❤️‍🩹🫂 . هنوزم سرم درد می‌کنه با اینکه مسکن خوردم . از بعد از ظهر سرم درد میکرد . اولش یه مسکن استامینوفن ۵۰۰ خوردم و یکم بهتر شدم . حدودن ۴۰ دقیقه پیش هم یه استامینوفن ۳۰۰ میلی خوردم و این یکی نسبتاً خوب اثر کرد و حس آرامش به بدنم یکم برگشت ولی هنوز چشم راستم درد می‌کنه .

نمی‌دونم چرا امید به بدنم برگشته . با اینکه روانپزشکی که پیشش رفتم لبخندی نزد و شوخی ای نکردیم ، ولی بازم تاثیر مثبت گذاشت . انگار توی این جهان فقد اون می‌فهمه چه مرگمه . هیچ کدوم از روانشناس هایی که رفتم بهم کمک نکردن بجز یکیشون که یکم خوب بود ( اون خانومه که خودم انتخاب کرده بودم ) . اون روانپزشکی که پسرخالم معرفی کرده بود هم که آشعال بود و متعهد به کارش هم نبود . کلن خل و چل بود و مغرور . درک هم نداشت متاسفانه و اینو میشد فهمید . این روانپزشکی که البته مامانم از اینترنت پیداش کرده بود از همه بهتر کار می‌کنه . این روانپزشک رو مامانم پاییز ۹۸ از اینترنت پیدا کرده بود و شانسی رفتیم پیشش 😂 . ولی حاذقه و مهم تر از همه ، خنگ نیست و بیماریهارو درک می‌کنه و فک نمیکنه ضعیف هستیم .

🌹🌹🌹🌹🌹

امروز هم هیچی نخوندم 😂 . دیروز ولی خوندم خداوکیلی 😅 . اعصابم خرده ولی دنیای جالبی درونم درست شده و پر از چالش و سختیه ، و اطرافیانمم واقن درکشون در حد جلبکه متاسفانه 🤦 .

درمورد سوالم درمورد ایست خدمتی هم اطلاع نداشت . ولی بهم گفت که اگه دفعه دومم حالت خوب نباشه و بیماریت ادامه دار بشه ، احتمالاً معاف دائم بشی . منم گفتم مهم نیست ، من زندگیم رو هوائه و از چیزی نمی‌ترسم و نگران چیزی نیستم . ولی بهش گفتم که من حس میکنم معافیت شیش ماههٔ دوم رو میدن و معاف دائم نمیکنن . امیدوارم معافیت دوم رو بدن و مشکلی هم درمورد کنکور پیش نیاد و تداخلی ایجاد نشه .

خدایا ، دوست مهربونم ، دوستت دارم ؛ هرچند که حس کنم داری باهام بدرفتاری می‌کنی . باهام بدرفتاری کن ؛ من کلن دوسِت دارم 🫂 .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم