هفته ای که در پیش داریم ، به احتمال ۹۹ درصد ، هفتهٔ آخرِ آموزشیه . میخوام کارامو بهتر از هفته ای که گذشت انجام بدم .
امرور دو قسمت پایانی از فصل دوم « فلیبگ » رو دیدم . فیلمش جالب بود ولی به عنوان یه سریال طنز ، خنده دار نبود آنچنان ؛ در عوض خیلی جذاب بود .
🪻🪻🪻🪻🪻
نمیدونم چرا وقتی از سربازی میام خونه ، خوابم چند برابر میشه ! امروز صبح اصلن نمیتونستم بیدار بمونم . حتی وقتی قسمت آخر از فصل آخر فلیبگ رو میدیدم ، خوابم گرفت وسطاش ! سریالش قشنگ بود و خنده دار ، ولی بازم خوابم گرفت و خوابیدم . چرا توی خونه نمیتونم بیدار بمونم ؟!
وقتی به خواب رفتم ، چندین خواب پیوسته و خیلی پیچیده دیدم که توصیفش از شدتِ عجیب بودن ، واقن سخته برام . تنها چیزایی که یادمه اینه که : توی خوابی که میدیدم ، دنیای عجیبی برام شکل گرفته بود که من اونو ترسناک میدیدم و حقیقتی برام مشخص شده بود که بقیه اونو نمیدیدن . از یه سریا میترسیدم و اونارو هیولا میدیدم یا رفتارشون یه دفعه ای وقتی باهام تنها میشدن عوض میشد ! و وقتی با آدمای دیگه ترکیب میشدن ، ترسناک بودنشون خنثی میشد و خودشونو عادی جلوه میدادن ! درضمن برای منم اشیاء طور دیگه ای بودن و مثلن دوتا بستنی قیفی توی دستام بودن که خیلی بزرگ تر از حالت های دنیای واقعی بودن و تموم نمیشدن از بس بزرگ بودن . توی. خوابی که میدیدم ، دنیا کلن یه طور دیگه بود که مدام منو به تعجب وا میداشت و این تعجب ، با استرس همراه بود که چرا اینجا اینطوریه ؟!!!
توی یکی از خواب هام ، مامانم منو بیدار کرد و پرسید چرا صدا در میاری ؟ گفتم چه صدایی ؟ گفت فلان صدارو درآوردی . گفتم خواب میدیدم . گفت چه خوابی ؟ گفتم : هیچی ..... توی یه بخشی از خوابم ، یه چیز ترسناک داشت بهم نزدیک میشد و منم میخواستم بگم بسم الله الرحمن الرحیم ، ولی خیلی سختم بود حرف بزنم و صدام توی خواب در نمیومد و موفق نمیشدم اینو بگم .
این خواب ها ، بنظرم بخاطر نخوردن فلووکسامین و کلومیپرامین در دیشب بود و نخوردن فلووکسامین و کلومیپرامین و پروپرانولول در صبح . وقتی اینارو یهو نخوریم ، خواب های عجیب میبینیم . کلن شروع عوارضِ نخوردنِ یهوییِ داروها ، با خیالبافی های عجیب و غریب و خواب های عجیب و غریبه .
🌹🌹🌹🌹🌹
از شر شیاطین جنی و انسی به خدای شکست ناپذیر پناه میبرم ❤️ . خدایا شاید آدمِ بدی باشم ، ولی آدمِ بدی هستم که حداقل تورو دوست دارم 🥲 . کاری کن که عشقت به قلبم بشینه و بهت نزدیک تر شم و کل چاکراهای بدنم به حالت فعال و متعادل در بیان و از نظر معنوی به مقام بالایی برسم ولی روز به روز تورو بیشتر دوست داشته باشم و از دینت زده نشم .