چند روزه که خرگوشم رو آزاد نکردم چون توی خونه جا نیست بخاطر خونه تکونی . نه اینکه شلوغ باشه ! نه ! منظورم به اینه که تازه داره خونه تمیز میشه و تا عید باید خلوت باقی بمونه و بعدش میشه پشمک رو آزاد کرد .
ولی فردا میبرمش توی حیاط خونه مامانبزرگم . موهای اضافهشم میکنم . جای دستشوییش رو هم عوض میکنم حتماً .
جوشن کبیر رو یک دور میخونم و قرآن رو هم یکم میخونم .
مطالعه رو میکنم دو ساعت . دو ساعت کتاب مغزی که خود را تغییر میدهد .
میرم بانک و رمز اولم رو میگیرم یا کارتم رو عوض میکنم کلن ! بعدش کتاب خون آشام های آشنا رو سفارش میدم که بیارن . کارتم خراب شده و نمیشه فلن سفارش داد متاسفانه .
بعد از خوندن جوشن کبیر ،
برای بهاره و خودم دعا خواهم کرد . به احترامِ دوستی ای که تا الان داشتیم ، اول برای اون دعا میکنم . امشب قرار گذاشتم که اون منو دعا کنه و من اونو . راستی بعدش برای پویا ، و بعدش برای خودم .
چیزی که برای بهاره میخوام : توی این دنیا خوشبخت بشه . توی جهان پس از مرگ خوشبخت بشه . توی علم و اوضاعِ مالی و رابطه عاطفی با شریک زندگی ای که خواهد داشت ، به درجات خیلی بالایی برسه که هر انسانی آرزوی رسیدن به اونو داره .
چیزی که برای پویا میخوام : توی این دنیا خوشبخت شه. توی جهان پس از مرگ خوشبخت شه . به اهدافِ پاکی که داره برسه . توی جوانی ، فوق پولدار بشه و فوق پولدار بمونه تا آخر عمر . بهترین دختر رو برای شریک زندگی پیدا کنه و از نزدیک ببینه و با هم خوشبخت زندگی کنن . توی علم به جایگاه خیلی خیلی بالایی برسه .
چیزی که برای خودم میخوام رو هم حال ندارم الان بگم 😅 . ولی بیشتر ، سلامتی جسم و روح رو میخوام . اونم نه فقد توی پیری ! بلکه میخوام توی جوانی هم حس سلامت روحی و جسمی رو تجربه کنم و روحم سالم بمونه تا آخرین لحظه زنده بودن جسم .