جمعه دهم آذر ۱۴۰۲ 0:14

هنوز خونه خالمم. صبح میرم اون اصلیمون . مثلن ساعت ده اینطورا شاید کم کم بزنم بیرون .

حالم یه جور خاصیه . نمی‌دونم چه مرگمه . فک کنم حالم خوش نیست ولی تحت پوششی از حال خوبِ فیک قرار گرفته .

صبح به مامانم گفتم که احتمالا برم سربازی . اگه شهر خودمون بیفتم ( که میفتم ) ، میتونم تا ظهر بمونم سربازی . همه میگن که اگه نزدیک خونه بیفتی ، نمیان شبانه روز نگهت دارن چون بودجه ندارن که بخوان هزاران نفرو تامین کنن. امیدوارم همینطور باشه .

صبح تا ظهر میرم سربازی ، ظهر تا شب هم کتاب درسی میخونم .

قبلش باید تکلیف دانشگاه معلوم شه. باید اونا منو اخراج کنن و از دانشگاه انصراف ندم . اگه انصراف بدم ، پول انصراف رو باید بدم ، ولی وقتی اخراج بشم ، پولی بهشون نمیدم و الکی مثلن ۱۰ میلیون یا بیشتر نمیدم.

حالم تعریفی نداره . شبتون بخیر ❤️.

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم