سلام و درود مجدد . امروز هم مثل دیروز خوب خوندم . خدارو شکر میکنم . افکار وسواسی به ذهنم هجوم آورده بودن ولی به صورت اتفاقی از ذهنم پاک شدن .
تولد عمومه امروز و عموم خونه بابابزرگم ( طبقه پایین ) هست . عمم و شوهرش و دخترش هم هستن . عموم و پسرش که باهم توی یه دبیرستان بودیم هم اومدن اضافه شدن .
عمم کیک درست کرده بود و منم رفتم یدونه کوچیک گرفتم . خوشمزه بودن جفتشون .
🌹🌹🌹
یکم برنامه شیمی رو میخوام تغییر بدم . تستای درصد جرمی و ppm و خرت و پرتای مربوط به اونو ادامه نمیدم . درسنامه درس آخر یازدهم رو ادامه میدم . همون که مربوط به پلیمر هستش . بعدش تستهای زوجش رو میزنم چون خیلی سخت نیستن . بعداً درمورد ادامه کار فکر میکنم . من زندگیم قابل پیشبینی نیست برا همین از فردای خودمم مطمئن نیستم .
فیزیکم فقد یذره دیگه تست نوسان میزنم و بعدش میرم درسنامه امواج رو میخونم و بعدش هم تست هاشو میزنم .