حس میکنم دفعهٔ دوم رو باید معاف دائم شم . امشب توی تاریکی نشستم منطقی فکر کردم و دیدم که خیلی وضعم خرابه . کسیم نیست و هیچ دوستی ندارم . هیچ دوست صمیمی یا غیر صمیمی ای ندارم . خانوادمم که کلن بیخیال . از طرفی زمان ندارم و سرعت درمانم کند هست . من سعی میکنم حالمو بهتر کنم و سرعت رشد رو هم بیشتر کنم ، ولی ممکنه نتونم جمش کنم .
چندتا اتفاق باید حتماً بیفتن :
۱_ مخصوصاً تمرین کنم که بجز وعده های غذایی صبح و ظهر و شب ، هیچی نخورم . و شب ها خیلی خیلی کم غذا بخورم . ۲_ تمرین کنم که طی روز فقد شیش ساعت بخوابم و ترجیحاً این مقدار خواب ، کلش مربوط به شب باشه . ( برا من شیش ساعت کافیه و کم نیست . ) ۳_ تمرین کنم که خودم مخصوصاً جایی نرم . هیچ مکانی برای تفریح نرم . هیچ مکانی برای ورزش نرم و هیچ مکانی برای ولگردی های خرید و ... نرم بجز مواردی که واقن چاره ای نیست . ۴_ فقد یک بار در روز حق دارم پست بذارم و اون هم شبه . اگر یادم بره ، باید ۲۴ ساعت صبر کنم که دوباره شب بشه ! ساعتی که حق پست گذاشتن دارم : از هشت شب تا دو نصفه شب .
این محدودیت ها حاصل گریه های شدید شبانه بود و قطعاً انجام میشن . زمان انجام شدن از همین امروز هست .
مطالعه در روز ، فلن باید سه ساعت باشه ( در حالت نرمال ، و حداقلی ) .
برای اینکه قضاوت نکنید و روحیم رو خراب نکنید ، ( صرفاً برا احتیاط ) نظرات این پست رو میبندم . ❤️