پنجشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۳ 0:51

امشب طبق روال عادی مسواک زده بودم . مامانم اومد اتاق خوابم و شر به پا کرد که : « چرا مسواک نزدی ؟ » منم گفتم زدم . گفت پس چرا خشکه مسواکت ؟ گفتم چمیدونم چرا خیس نیس ! گفت غلط کردی که مسواک زدی ! بچه گول میزنی ؟ بعدش من با لحن عادی ای بهش توهین کردم و اونم بخاطر عادی حرف زدنم عصبی شد . بعدش باز حرفمو خیلی عادی ادامه دادم و عصبی تر شد و رفت بیرون .

جالبه . امشب باز آرزو کردم که ای کاش تیمارستان بودم . ای کاش پول تیمارستان رو داشتیم و میرفتم تو اون جایی که شاید بهش بگید سگ دونی ، بستری میشدم . سگ دونی از اینجا باارزش تره برای من . زندگی با سگ ها خیلی لذت بخش تر از زندگی بین عصبی ها و لجباز ها و خنگ ها و خودشیفته ها و متعصب هاست . البته تعصب روی خریتی که اشتباهی بهش میگن منطقِ . واقن دیگه برام مهم نیست که کارت قرمز اعصاب و روان میگیرم و معاف میشم یا نه . برام مهم نیست که آیا اجازه میدن با کارت قرمز رشته های مربوط به پزشکی رو بخونم یا نه . برام مهم نیست . حتی برام مهم نیست که آیا در نهایت دکتر میشم یا نه . فقد می‌خوام پیشرفت کنم و جلو بیفتم و از این دوتا جدا بشم . بعدش رشتمو تا آخر بخونم و با راه های دیگه وارد پزشکی بشم ، مثل PhD به پزشکی . در ضمن کارت قرمز اعصاب و روان رو هم میشه باطل کرد . این امکان وجود داره ولی خب چند مرحله معاینه باید طی بشه و توی همشون موفق بشیم .

حوصله هیچ دوستی رو ندارم . می‌خوام فقد اینجا حرف بزنم . فقد توی وبلاگم . می‌خوام با همه موجودات قطع رابطه کنم ، بدون هیچ استثنائی . دلم میخواد هیچ مهمونی ای رو شرکت نکنم . باید از همه جدا بشم . اینطوری کمتر ناراحت میشم . اینطوری کمتر دلم می‌شکنه . اینطوری کمتر فکرم درگیر میشه . اینطوری کمتر غم روی غم تلمبار میشه . و درضمن ، قلبی که سنگ شده ، باعث میشه رقابتی تر عمل کنیم .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم