چقدر انسانهایی که کتابخون هستو دوس دارم ! 😍 وقتی میبینم یه نفر ژانری از کتاب هارو انتخاب کرده و خیلی از نویسنده های اون ژانر رو میشناسه ، این میاد توی مغزم که توی مغزش چه بهشتی درست شده ! 🥺 از خودم سوال میپرسم که اون بهشتی که توی مغزش هست چه شکلی میتونه باشه ؟ 🌟🪐❤️
امروز بد نبود خیلی . ولی راضی نبودم از خودم . یه برنامه کلی ای نوشتم که بعد از صبحانه و قبل از ناهار کدوم کتابارو بخونم و بعد از ناهار تا قبل شام کدوم کتابارو در ادامه بخونم . فردا دوتا کار مهم انجام میشه : تلاش برای اینکه صبح بتونم مطالعه کنم . تلاش برای اینکه بعد از شام مطالعه نکنم .
امشب که داشتم دنیای سوفی رو میخوندم ، «کانت» منو یکم به شک انداخت . کانت خدارو قبول داشت ولی بدون دلیلِ عقلانی و صرفاً به این خاطر که اصولِ اخلاقیِ انسان ها از بین نرن . خودمونیش این میشه که : خدارو میپرستید که پشتش به خدا گرم باشه و افسردگی نگیره و به کسی نره عشقی ظلم کنه و بعدش بیخیال بگیره بخوابه ! خدارو قبول داشت که یه سری اصول رو رعایت کنه و دیگران رو هم با کتابهاش به همین موضوع دعوت میکرد .
پیش خودم میگم که چرا خدا انسان رو در رسیدن به خدا ، انقدر زیاد توی دردسر میندازه ؟! هزار تا نابغه نمیتونن وجودشو عین آدم اثبات کنن 😂 و کسایی که به درجات بالای معنوی رسیدن ، از راه عرفان بوده و در عرفان ، عقل کنار گذاشته میشه و حس اعتماد به خدا و عشق به خدا کل وجود رو فرا میگیره که اون اشخاص توانایی های زیادی بدست بیارن . میخوام اینو بگم که انگار خودِ خدا هم _ اگر وجود داشته باشه ( که داره ) _ خیلی راغب نیست از راه عقلانی شناخته بشه . ولی چرا ؟