شنبه پنجم آبان ۱۴۰۳ 1:45

هفته ای که گذشت متاسفانه افت ساعت مطالعه داشتم و سه روز فک کنم نخوندم . به هر حال چیزی که یادمه این بود که ظاهراً چهارشنبه رو دو ساعت خونده باشم و پنجشنبه و جمعه رو هر کدوم 3 ساعت . بقیه روزارم یادم نیست ولی خلاصه گند زدم و مهم نیست کدومارو چقدر خراب کردم .

نکته حائز اهمیت این بود که پنجشنبه و جمعه هفته پیش ، هیچی نخوندم و این پنجشنبه و جمعه ، طبق ساعتی که قبلن تعیین کرده بودم تونستم بخونم . من تعیین کرده بودم که این روزا ، هر روز سه ساعت بخونم و این اتفاق توی روزای پنجشنبه و جمعه هفته ای که گذشت افتاد .

هر کاری که کردم رو باید باکیفیت تر و بیشتر انجام بدم .

حواسمو باید بیشتر جمع کنم .

راستی ، خدایا شکرت . دوسِت دارم 🫂❤️‍🩹 . آرامشم تویی ✨💖 .

راستی وسواس فکری اون درگیری توی پارک همش توی ذهنم تکرار می‌شد امروز . همش دعوا میکردم با کسایی که سمتم حمله کرده بودن . جالبه که تا چند روز بعد از حادثه ، اصلن هیچ فکر خاصی درمورد حادثه نمی‌کردم و برام مهم نبود ، ولی به مرور وسواس فکری درمورد اون اتفاق دو سه دقیقه ای شروع شد و بعضی وقتا در مغزم تکرار میشه و منو خسته می‌کنه .

به قول یکی از دوستای بلاگفا ، ورزش باعث اعتماد به نفس میشه و اصلن روی همه چیز تاثیر می‌ذاره . بهتره که جسمم هم کمی تکون بدم و به ماهیچه های محترم کمی فشار بیارم 😅 .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم