جمعه بیستم مهر ۱۴۰۳ 1:31

خیلی از حرف ها در روزی که تموم شد رعایت نشدن ، ولی مجموعاً از دیروز بهتر بود . درضمن مامانمم امروز مهربون شده بود . نمی‌دونم قضیه چیه ولی اینو می‌دونم که پایدار نمی‌مونه و قراره حسابی خنثاش کنم که صدمهٔ روحی ای از جانب اون دیگه بهم نرسه .

من امروز پشت کتاب کمک درسی ریاضی نشسته بودم و چیزی نمیخوندم اولش . توی خیالبافی ها بودم و توی چشمام اشک جمع شده بود و افسرده هم بودم راستش . افسردگی موجب md شده بود و البته ، وسواس فکری باعث افسردگی شده بود . اینطوری :

اختلال وسواسی_جبری 👈 حالتِ اختلالِ افسردگی 👈 حالتِ اختلال md .

به مشکلاتِ منفی ای که وابسته به اختلال دیگه ای هستن ، نمیشه گفت اختلال . در واقع باید بهشون بگیم «حالت» ، و اگر خیلی تکرار بشن بازم نباید بگیم اختلال و بجاش میتونیم بگیم «حالتِ اختلال» .

البته به طور مستقل ، افسردگی و md رو هم دارم . پس هم به شکل حالتِ اختلال وجود دارن و هم اینکه خودشون اختلال هستن در جنبه های دیگه .

🌹🌹🌹🌹🌹

خدایا ، دوستت دارم . میبینی که چقدر حالم بد میشه ولی فراموشت نمیکنم ؟ قبلن همش ازت دلخور میشدم و به حکمتت شک میکردم و تورو در بهبودیِ زندگیم بی تاثیر می‌دیدم و اگر هم تورو تاثیرگذار میدیدم ، به این فکر میکردم که تاثیرگذار هستی ولی کمک نمیکنی که تاثیری ازت ببینم 😅 . همین الآنم این افکار به ذهنم رسوخ میکنن ولی ده برابر قوی تر از اون افکار ، این موضوع به ذهنم رسوخ می‌کنه که چقدر تورو دوس دارم و چقدر مهربونی ! 🥺

مث انیمهٔ شهر اشباح ، دستمو گرفتی و باهم دیگه داریم به سمت موفقیت میدوعیم و تو با هاله ای که اطرافت داری و قدرتی که داری ، موجودات مزاحم و دشمن هارو پرت می‌کنی به طرف های مختلف . من استرس دارم و انرژی دویدن ندارم ، ولی تو منو به زور میکشی و با جدیت زیبایی که داری ، هیولاهارو از من دور می‌کنی که زورکی به حقم برسم و هیچ کس در نتیجهٔ نهایی تاثیر نداشته باشه 🥲❤️‍🩹 . خدایا منو از کلافگی برای همیشه در بیار و اون زمان رو به من ، در نزدیک ترین حالت قرار بده . کاری کن که هرچی زود تر به آرامش های پایدار برسم . کاری کن که تلاش زیادی بکنم و از تلاش کردن لذت ببرم . کاری کن بتونم کنکور بدم و کنکور رو شرکت کنم و نتیجه شگفت انگیزی بگیرم که ذهن همه اطرافیان و حتی محله و شهرمون رو درگیر کنه . خدایا ؟ من فقد تورو دارم ، ولی همه چی دارم . تو قدرتمندی . میشه به منِ ضعیف کمک کنی و بهم نیرو های فرامادی و مادی بدی ؟ منو به پزشکی برسون . پزشکی دولتی شهرمون . به من قدرت تلاش کردن بده ؛ من ازش استفاده میکنم و رشد میکنم و پزشکی میارم . تو بهم پتانسیل تکون خوردن بده ؛ من ازش استفاده میکنم و خودمو درمان میکنم .

خدایا دوستت دارم . بذار بغلت کنم 🫂🫂🫂❤️ . راستی یه چیز دیگه ! به من یه دوست خوب هدیه بده که بشه اونو در واقعیت ببینم . نمیخوام واضح بیانش کنم ، خودت متوجهی 🧡 .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم