بهم میگه دکتر رفته 😑 . گفتم کجا رفته ؟ ینی امروز اینجا نیومده ؟ اون آقایی که ظاهراً منشی بود گفت که دکتر کارارو کرد پرونده هارو دید و رفت . گفتم کی بیام که بتونم ببینمش ؟ گفت یکشنبه ساعت ۷ صبح .
امروز هم گفته بودن هفت صبح اینجا باش ، ولی اون موقع که از طرف سربازی ، با معاف از رزم ها اومدیم اینجا که گروه الف یا ب مون مشخص بشه ، ساعت ده رو هم رد کرده بود و فک کنم یازده و خرده ای بود ! تازه حتی اون زمان هم اینجا پر آدم بود و مث الان خالی از آدم نبود ! چرا امروز اینطوری شد ؟! بخاطر پنجشنبه بودنشه ، یا کلن توی این برهه اینطوری هستش ؟
خیلی حالم گرفته شد . قبل از اینکه بیام بیمارستان ، بیرونش رفتم سوپری شیرکاکائو بخرم . بعد از اینکه خوردمش ، دیدم تلخه 🥲🤣🤣 . بعد شک کردم که نکنه اشتباه خریدم ؟! دیدم روش زده شیر قهوه 😂 . خلاصه دوتا شکست عشقی خوردم امروز 😄 .
راستی نمیدونم گفتم بهتون یا نه ، ولی دیشب حقوق سربازی رو دادن . سه و نیم میلیون تقریباً بهم دادن . البته من اکثر ماهی که گذشت رو کار نکردم توی سربازی . فوقش هفت روز کار کردم که البته عین سگ ازم کار کشیدن بی پدر مادرا 😄 . نمیدونم حقمه یا نه ، ولی سیستمِ خودشون بهم این حقوق رو داد و چیزی گردنم نیست ! گور باباشون .
🌹🌹🌹🌹🌹
الان توی راهروی کمیسیون پزشکی نشستم و اینو دارم مینویسم . اولش خیس عرق بودم، و کلن عوارضِ زیاد بودنِ دارو ها هنوز بدنمو خیس آب میکنه . الان نفسم یکم در اومد !
راستی جای شکست عشقی دوم رو باید با یه شکست عشقی دیگه عوض کنم . اینجا یه آبسرد کن داره که دوتا شیر آب داره . یکیشون اون بیلبیلکش ( 😂 ) که باید فشار بدیم خراب شده و اصلن داخل نمیره . اون یکی هم با چرخوندن باز میشه ولی اصلن اهرمی برای چرخوندن نداره و باید با انبردست چرخوندش 😕 .
در مجموع سه تا شکست عشقیِ تخمی .