جمعه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۳ 1:4

روزی که گذشت یک ساعت دی اس ام خوندم . دو قسمت از بریکینگ بد فصل پنجم رو هم دیدم . مامانم تا عصر ، خونه نبود و خونه خالم بود ؛ بنابراین صداش منو اذیت نمی‌کرد و از این جهت خوب بود 😂 .

سعی میکنم شنبه برم کلانتری . اونجا برگه بگیرم و ببرم برای معاینه پزشکی روانی . و سعی کنم کارت قرمز اعصاب و روان رو بگیرم ( می‌دونم گرفتنش باعث ایجاد مشکلات میشه . چک کردم و پرسیدم و می‌دونم . چاره ای جز این ندارم . )

تست ریاضی جامع مهر و ماه و فیزیک جامع خیلی سبز رو هم وقتی تکلیف کارت معافیت مشخص بشه ، اینترنتی میگیرم . چقد کتابا گرون شدن 🥲 . خداروشکر حقوق سربازی بود برام ، وگرنه اصلن روم نمیشد از خانواده پول بگیرم و در نتیجه عصبی میشدم از وضعیتم :)

🌹🌹🌹🌹🌹

خدایا ، اگر در آتشم افکنی ، به اهل دوزخ خواهم گفت که چقدر دوستت دارم ! 🥲❤️

خدایا ، با من مهربون تر باش 🙂 . جای دوری نمیره بخدا 😁😁😅😅 .

برخلاف ایموجی هام و بر خلاف لحن حرف زدنم ، حال روحیم خوب نیست و نمیشه این رو کتمان کرد . من صرفاً وقتی حالم کمی بهتره ، وقت رو غنیمت می‌شمرم و سعی میکنم حس خوشحالیم رو اینجا بروز بدم تا قبل از اینکه به پایان برسه .

خدایا ؟ اینو بدون که اگر برای هدفم ، به شکل ظاهری «خ..» کنم ، برای خ.. نبوده و نیتم فهموندن مسائل به اون پزشک های خاصِ بی کفایتی بوده که نمی‌خوان سختی کشیدنم رو درک کنن . خدایا ؟ من نمی‌خوام بمیرم ؛ پس تو ام کمکم کن نمیرم در این راهِ فرضی 🥲❤️ . خدایا نمیخوام ناقص بشم . نمیخوام کلیه هام یا کبدم از کار بیفتن . خدایا ؟ کارم رو به جاهای باریک نکشون ، چون من طاقتی برام نمونده عزیزم 😔💔 . خدایا ؟ من حرفمو حتی اگر هزار بار بمیرم و هزار بار توی آتش بسوزم پس نمی‌گیرم که : دوستت دارم 🫂 💋🙂🥺❤️ .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم