سه شنبه بیست و سوم مرداد ۱۴۰۳ 10:42

گروه ب معاف از رزم شده بودم توی پادگان . چند وقت بعد بهمون گفتن که گروه ب ها باید برن دوباره پیش دکتر توی فلان بیمارستان که مخصوص نیرو انتظامیه . خلاصه امروز ساعت ۸ از پادگان مارو ترخیص کردن ( گروه ب هارو ) . بعدش خودمون باید میومدیم به این بیمارستان . خودمون نوبت می‌گرفتیم و میرفتیم دکتر و نتیجه رو تا ساعت ۱۳ برمیگردوندیم پادگان . از اونجایی که سرباز هستیم شاید یکم زود از از بقیه بذارن بریم داخل . نمی‌دونم . امیدوارم اذیت نکنن ! من با بابام اومدم بیمارستان چون کارت پولم مفقود شده برای بار سوم 😂😂😂😂 . امیدوارم توی کوله‌ام باشه و ندیده باشمش .

دیروز و پریروز سخت گذشتن و این هفته انگار می‌خوان انتقام بگیرن ازمون !!!

اینجا فک کنم یازده نفر از گروهان چهار هستیم که باید تا ساعت ۱۳ توی پادگان باشیم . دو گروه از بچه ها با اسنپ اومدن اینجا و من زنگ زدم خونه و بابام اومد دم پادگان و با اون اومدم اینجا .

اینجا باید یه مدرک داشته باشیم که نشون بدیم به افسر های اونجا که بدونن اونارو نپیچوندیم و واقن اومدیم بیمارستان . قبض پذیرشمون دوتا بود . یکیشونو گرفتیم برا خودمون .

🌹🌹🌹🌹🌹

چهره های اینجا یکم عجیب می‌زنه . دلم گرفته که بین آدمایی هستم که یکم خلافکار یا یکم خنگ میزنن . آدم حسابیاشونم ترنسن انگار و بیبی فیسن ! البته بیبی فیس بودن خیلی جذابه ، ولی من بیمار بودنم ، ظاهرش در جلوی مردم ، به عجیب بودن دیگران نمی‌رسه ، در حالیکه باطنش رو فک میکنم از خیلیا جلو تر باشه . ( و این جلوتر بودن افتخار نیست و مایه ننگ منه که نتونستم مشکل روانم رو حل کنم . ) ناراحت کنندس که کسی منو نمیشناسه . حس آواره بودن میکنم . همه بهم گفتن که بهت نمیاد طوریت باشه . من بهشون میگم که : « من زرنگم و نمیذارم کسی درد و مرضهامو متوجه بشه . مشکل روانی که جار زدن نداره ! » ولی بازم این جمله که انگار طوریت نیست رو خیلی میشنوم . من از داخلِ ذهنْ عجیب هستم ولی نمیام عجیب بودنم رو به بقیه نشون بدم که نظرشونو بدونم . چرا ؟ چون اکثرشون بهم می‌خندن و من بخاطر وسواس فکری داشتنم ، حرفشونو سخت فراموش میکنم و این فراموش نکردن باعث میشه که حس کلافگیِ افسردگی و یا اضطراب در من زیاد تر بشه و بیشتر ضایع بنظر بیام و بیشتر به سخره گرفته بشم . آدما وقتی نقطه ضعف رو متوجه میشن ، میگردن دنبال لحظه هایی که نقطه ضعفت بروز پیدا می‌کنه ؛ بعدش منتظر میمونن که سوتی های خنده دار بدی و مسخرت کنن یا با تعجب و لبخندی بر لب زل بزنن بهت و با مسخره بودنت سرگرم بشن 🥲 .

من مردم آزار نیستم . من بی معرفت و بی عاطفه نیستم . من خطرناک نیستم ! پس نباید بیماریمو به بقیه نشون بدم که یا مسخرم کنن و یا پشت سرم حرف دربیارن و تلاش کنن ازم دوری کنن و بهم نزدیک نشن . نشون دادنِ خودِ واقعیت به بقیه ، احمقانست چون فقد ضرر می‌کنی و بیماریت تشدید میشه .

نشون دادنِ باطن قلب ها به انسان های ناآشنا = مسخره شدن توسط دیگران + ترسیدن دیگران و دوری از ما ( بخاطر نداشتن اطلاعات و نداشتن درک و شعور ) + قضاوت های ناعادلانه و تکذیب شدنِ تمام بیماریها + پیشنهاد های غیر علمی و غیر حرفه ای .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم