سلام بچه ها . دارم برمیگردم سربازی . ببخشید که نتونستم کامنت های خصوصی دو نفر از دوستان رو جواب بدم . یکی مینا بود و اون یکی هم درمورد پست حاشیه ای آخر بود که درمورد امام حسین نوشته بودم . راستی بازم ببخشید اگه خیلی رک نوشته بودم . حرفی بود که توی دلم مونده بود 🥲 .
امروز مارو میبرن اردو نظامی . نیم ساعت پیاده روی از پادگان تا اونجا داره و نیم ساعت هم برای برگشت . برای ناهار توی پادگان هستیم فک کنم . شایدم نه ! باید دید چیکار میکنن ولی مطمئنم پادگان ناهار میخوریم چون اونجا ظاهراً امکانات نیست .
یادم باشه وقتی پنجشنبه خونه اومدم ، درمورد بچه های پادگان براتون بنویسم و دوستای نسبتاً صمیمی ای که اونجا دارم . درمورد اردو هم خواهم نوشت . درمورد دلتنگی هامم خواهم گفت . فک کنم توی ورقه ای در پادگان یادداشت هایی درمورد روزمرگی داشته باشم .
خدا پشت و پناهم باشه انشاءالله . خدایا ؟ دستمو بگیر و بلندم کن . با تو میشه کیهان رو فتح کرد 🫂 . دلتنگی هامو رفع کن . میدونی که دوستت دارم حتی اگر منو به گریه بندازی ❤️ .
یکی از بچه های پادگان رو الان سوار کردیم و توی خیابون پادگان هستیم .
من فلن برم که دیر نشه . گوشیمو باید تحویل بدم و پنج و نیم توی پادگان باشم . فک کنم یکم دیر شه و جریمه شم . مهم نیست 😅 .
یا انیس من لا انیس له
یا رحمت للعالمین
.....
پشت در پادگان رسیدم . برم توی صف تحویل گوشی .
خدا نگهدار و بدرود 🫂 .