یکشنبه ششم خرداد ۱۴۰۳ 16:1

جای واکسن دردش انگار کمتر شده . پوستمم دیگه درد نمیکنه و حساسیتش زیاد نیست . ولی استخونام یکم درد میکنن. با یه استامینوفن کارم راه افتاد 😂 . کی فکرشو میکرد انقد خوب تاثیر بذاره ؟ ولی خب خوابم گرفت و خوابیدم .

مامان بزرگم امروز یه اتفاق بد براش افتاد و اون این بود که ریه‌اش آب آورد و یه مشکل دیگه هم اضافه شد ! دکترا انگار گفتن که کیسه صفراش پاره شده یکم . مشکل آب آوردن ریه ، بخاطر سروم های زیاد بوده ظاهراً . چون سروم که میزدن ، دفع ادرارش هنوز خیلی خیلی کم بود . متوجه شدن که آبی که دفع نشده ، توی ریه‌اش تجمع پیدا کرده . نمی‌دونم چطوری ! فقد اینو شنیدم از یکی از فامیل ها که دکتر ها گفته بودن .

راستی امروز رفتم پلیس به اضافه ده ، و کارای سربازی رو تموم کردم . یکم تیرماه شروع میشه آموزشیش . ولی یک هفته جلوتر باید برم پلیس به اضافه ده که بگن بهم کجا مراجعه کنم . امیدوارم همون پادگانی بیفتم که نزدیک خونمونه . امیدوارم 🥲 . من سهمیه ایثار گری پنج درصد دارم و تک فرزند هم هستم . این دوتا موضوع باید کمک کننده باشن .

تا یکم تیرماه باید خودمو بسازم و سفت و محکم کنم 🔥 .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم