کتاب کیمیاگر رو دیشب تموم کردم . خیلی زیبا بود و کامل ، در عین زیاد نبودن . چون معمولا رمان ها پونصد صفحه رو رد میکنن 🤦. این کتابه ، یه راست اصل مطلب رو گفت و وقت مردم رو هدر نداد . مشخص بود که نیت نویسنده خیر بوده ، وگرنه با این قریحه نویسندگی ، میتونست داستانو کشش بده و باز هم بقیه خوششون بیاد . ولی اونجوری ناخالصیش زیاد میشد چون هرچی که میخواست بگه رو ، توی همین حجم از کتاب هم میتونست بیاره . آخرش هم قشنگ تموم شد ولی ای کاش میگفت که سانتیاگو به فاطمه میرسه یا نه 😢🥲. پایانش نیمه باز بود ! ینی میدونستیم تهش چی میشه ولی دوست داشتیم برای اطمینان ، اینو از زبون نویسنده هم بشنویم .
حس میکنم با خوندن این کتاب ، قوی شدن و قوی موندن رو یاد گرفتم . چون توش به شدت تاکید داشت که وقتی یه کاری رو شروع میکنی ، اولش شانس میاری و خدا کمک میکنه که بیفتی توی مسیر . وقتی وارد مسیر هدف و آرزوهات میشی ، بدبختی ها ده برابر میشن و اصلا معلوم نیست که کی تموم میشن ! توی این موارد باید بدونیم که این که تصمیم میگیریم ول کنیم و ساکن بمونیم ، کاملا عادیه . این که همه چیو میشناسیم و از عملکرد کائنات آگاهی داریم ، ولی بازم میل به سکون داریم هم کاملا عادیه نباید فکر کنیم که کارمون احمقانست و الکی اطلاعات جمع کردیم ! حتی اگر دقیق نگاه کنیم ، متوجه میشیم که افکار غمگین و ناامیدی و احساس شکست ، میتونه نشانه ای باشه از این که در مسیر هدفمون داریم حرکت میکنیم . چون در حالت طبیعی ، وقتی در مسیر درست ، در حرکتیم ، بعضی وقتا همه چی برعکس میشه و بجای این که بخاطر تلاشمون و هدفمون خوشحال و راضی باشیم ، بدتر ناامید میشیم و پیش خودمون فکر میکنیم که اگر اصلا شروع نمیکردیم وضعمون بهتر بود ! این مرحله طولانی مدت ، برای ۹۹/۹۹۹۹۹۹۹ درصد آدما پیش میاد ، مگر یه عده خیلی قلیل که خدارو خوب شناختن و خدا هم بخاطر تلاششون برای خودشناسی ، آرزوشون رو بی چون و چرا تقدیمشون میکنه ! (هرچند ممکنه در مسیر رسیدن به آرزو بمیرن ، ولی از صمیم قلب ، احساس آرامش میکنن. )
بچه ها کتابی که فازش مث کیمیاگر باشه میشناسین ؟ چه رمان ، چه غیر رمان . فقد ترجیحا رمان نباشه چون تقریبا هیچ رمانی مث کیمیاگر پیدا نمیشه که انقد مفید باشه . اگر هست و میشناسین که چه بهتر . اگر ممکن بود کامنت کنید اسمشو ❤️.