با صدای زیاد تلویزیون ، بازم صدای دهن مامانم رو از آشپزخونه شنیدم و اونم دهن کجی کرد و گرفت به تخمش و گفت : شنیدی که شنیدی !
مادرِ فداکار مارو ببین که کنترل لقمهٔ توی دهنشم نداره ، ولی جونشو میخواد بده به من و برام فداکاری میکنه !
تف تو هیکلت !
جلوی روانشناس میگفت که بخاطر داغیِ غذاست که از دهنم صدای بلند میاد بیرون 😂 . ریدم تو دروغ گفتنت کثافتِ دغل باز !
خرید بی خرید
مهمونی بی مهمونی
کمک بی کمک
حرف اضافه بی حرف اضافه