پنجشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۲ 12:51

امروز تا الان چیزی نخوندم .

دیروز نسبتاً خوب تموم شد . هم بعد از ظهرش حموم رفتم و هم دو ساعت خوندم . یک ساعت زیست و یک ساعت مغزی که خود را تغییر میدهد .

درس اول زیست رو خوندم و قسمتایی که لازم بود رو به شیوهٔ خودم یادداشت کردم . درس دوم هم گفتار اول و دومش تموم شد . گفتار سومش درمورد جانوراست که امروز خواهم خوند و فلن دست نخورده باقی مونده 🙂.

ایرادی که کتاب درسی داره اینه که دیگه عکسِ یاخته های ترشح کننده گاسترین رو نداره و حذف کرده ! خب بچه ها از کجا بدونن که این چیزی که گفتی ، چرا توی عکسا نیست ؟! همه جور یاخته ای رو مشخص کردن بجز یاخته های ترشح کننده هورمون ! خیلی خرید ! یاد یه حرفی افتادم : یه مشت خرید مشغولِ خرید 🤣.

راستی یه نفر سه تا خرگوش گذاشته توی برنامه دیوار . هر کدوم یک ماهه هست . دونه ای هشتاد تومن . زنه می‌گفت دوباره تولید مثل کردن و هفت تا بچهٔ دیگه هم اضافه کردن 😂. حواسش نبود که خرگوشا خیلی دلشون میخواد ! 🤣 گفت میخواد نررو بده بره و فقد ماده رو نگه داره که همدیگرو انگولک نکنن بچه بیارن 😁. الان چند تا خرگوش داره ؟ 2+3+7 = 12 تا .

راستی پک قفس و جا آبی و جای غذا و احتمالا جای مدفوع ، 295 هزار تومن بود . البته دسته دوم نیست و توی یه مغازه ای گذاشته بود برای فروش .

با توجه به اینکه اونا یک ماهه هستن ، متخصص باید باشی که بفهمی نرن یا ماده . منم با توجه به اینکه این موقعیت از این مدل خرگوش خیلی پیش نمیاد و قیمتش هم منصفانست ، برام مهم نیست که ماده بهم میفته یا نر ، ولی قلباً دوست دارم ماده باشه .

🌸🌹🌸🌹🌸🌹

راستی شنبه هفته بعد باید بریم پیش روانپزشک . سه شنبه هفته بعد هم دکتر سنتی . چرا دکتر سنتی رو قبول کردم ؟ چون جدیداً همش گشنمه و خیلی ادا در نمیارم توی غذا خوردن . قبلن حتی دوست نداشتم غذا بخورم ! حتی دوست نداشتم بیدار بمونم . و دوست نداشتم حرف بزنم . یه همچین آدمی میاد سبک غذاییشو عوض کنه و ویژه کنه و روی غذا خوردنش فکر کنه ؟ نیازی به جواب نیست ، چون هر خری میدونه که افسردگی آدمو فلج می‌کنه . وسواس و اضطراب هم اگه اضافه بشن ، فاجعه انسانی رخ میده 😁.

راستی یک روزه که مسواک نزدم ! دیروز صبح و دیروز شب و احتمالا پریروز شب . ناهار خوردم باید مسواک بزنم چند دقیقه بعدش .

جونم براتون بگه که ، حالم یه طور خاصیه . انگار وسواس فکری از حالت معمول یکم زیاد تر باشه و ناخواسته باعث کلافگیم بشه . الان حس راحتی ندارم . شایدم بخاطر گرسنگیم باشه . هنوز ناهار نخوردم و صبحانه رو صبح زود خوردم و فاصله زیادی افتاده بینشون .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم