نظرات فردا تایید میشن . ببخشید . ❤️
از فردا تا مدتی نامشخص :
یس یکبار / جن یکبار / ضحی ده بار .
انگار دارم ترکیب فوتبال میچینم ! 😂
حدود دو و نیم رسیده بودیم خونه . امشب برای شب یلدا ، خونه خاله بزرگم بودیم. بد نبود . اگه بخوام درموردِ خوشی هام بگم ، فقد میتونم بگم که دخترِ دختر خالم رو برای چند ثانیه ، نصفه و نیمه با یه دست بغل کردم و حسِ خوبش هنوز مونده برام . اون خیلی خونسرد رفتار کرد و ناراحتم نکرد که خودشو جمع کنه و از رفتارش بوی بی اعتمادی بلند شه . حس میکنم خیلی روحِ پاکی داره . عکس یادگاریم انداختم باهاش . خودش هیچ وقت نمیفهمه که چقدر برادرانه ( ینی دوستانه ای که عاشقانه نیست ) دوستش دارم ؛ ولی نیازی نیست که بفهمه . مامانش و خالم مذهبی هستن و ناراحت میشن اگه Jasmine رو بغل کنم . منم که عاملِ کلافگیشون نباید بشم . پس لازم نیست دوست داشتنم با بغل کردن همراه بشه ، ولی ای کاش میشد 🙂.
خدا یکیو قسمت هممون کنه که در صلح و آرامش بغلش کنیم و نقشه های شوم براش نکشیم . ❤️🩹