اگر زود بخوابم ، زود تر از پنج بیدار میشم . پس نباید زود بخوابم . ولی چشمم درد میکنه . پشت سرمم یکم درد میکنه .
فک کنم ۳۰ ام باید بریم روانپزشک . نمیدونم که خودم میرم یا اینکه همراهی هم دارم ، مثل مامان بابام . ولی چیزی که میدونم اینه که خرجمون زیاد شده و من یکی از مسبب های بزرگ این ماجرام. درسته که کسی برای حرفم تره خرد نکرده و این اتفاقات حاصل لجبازی بزرگتر های خردسال هستن ، ولی من هم باید دوام میآوردم و بلند میشدم و میجنگیدم . نباید بخاطر لجبازیشون کم میاوردم .
امروز روزی بود که دلم گرفته بود و تنهایی اوج گرفته بود صبحش . ولی خودمو به زور جمع کردم و چند تا کار کلیدی انجام دادم :
🎓 رفتم دندون پزشکی و برگشتم و مسیر رفت و برگشت خیلی سخت و شلوغ بود .
🎓 مسواک صبح زده شد ( یک بار صبح و یک بار قبل از راه افتادن به سمت دندون پزشکی ) و دعای هر روز ( یستشیر ) خونده شد و یک ساعت و بیست دقیقه خوندم .
🎓 صبح رفتم حموم و شوره های سرم شسته شدن و شامپوی معمولی و شامپوی کتوکونازول رو زدم و الان شوره هام خیلی خیلی کم شدن و سرمم نمیخاره و خشک نیست .
🌹 بابت اتفاقات مثبتی که برام افتاد ، خدارو شاکرم . از اتفاقات مثبت راضیم ولی قانع نیستم به مقدارشون . من میتونم خیلی بهتر از وضع فعلی رفتار کنم . کجا رفت اون شوق و اشتیاق ؟ کجا رفت اون حس جنگندگی ؟ امروز که گذشت ، ولی فردا واقن تمام تلاشم رو میکنم که خرابکاری بزرگی رخ نده . هر روز یک قدم جلو تر باید برم . مهم تر از پیشرفت کردن ، اینه که ادامه بدم . اگر زیاد نخوندم ، حداقل بخونم . اگر افسرده شدم ، لااقل افسردگیمو کنترل کنم و از خسارت های بیشتر جلوگیری کنم . از خدا میخوام و آرزو میکنم و خواهش میکنم که این روند رو ارتقا بده و کمکم کنه که فردا ، روز بهتری داشته باشم . 🌹
💎💎 از فردا ، شکرگزاری هم وارد برنامه کاری میشه . شکرگزاری رو به صورت امتحانی ، تا ۳۰ ام مهر ادامه میدم اینجا . بعد از ۳۰ ام ، اگر حس کردم کار خوبیه و در واقع جواب میده ، اضافه میشه به لیست کارهایی که باید انجام بشن و اینکه انجام شده یا خیر ، وارد ورقه میشه .
🌹🌹 آهنگ وبلاگ رو هم برداشتم چون به قول دوستان ، واسه خودش یه دفعه ای پلی میشه و ممکنه نصفه شب داستان درست کنه و بقیه رو بیدار کنه . درضمن آهنگی که در هندزفری در حال گوش کردن هستیم رو هم قطع میکنه . 🌹🌹
تکنیک ۲۰/۲۰/۲۰ رو به شیوه خودم اجرا میکنم . ورزش رو بیشتر از ۲۰ دقیقه انجام میدم . شامل پیاده روی و ورزش های داخل خونه . مدیتیشن رو هم بعد از صبحانه ای که بعد از خونه اومدن خوردم ، انجام میدم . بعدش هم شروع میکنم به خوندن . ساعتی که بیدار میشم ، ۴:۴۵ صبح خواهد بود . از پنج صبح هم میرم بیرون .
یا پاره میشم ، یا تربیت میکنم بدنمو و پیشرفت میکنم . در دو حالت ، شجاعانه ادامه میدم .
حرف و توصیه ای به خودم :
اگر شکست خوردی ناامید نشو . فقد شکست هاتو کوچیک تر کن و خوبی ها و زیبایی های زندگیت رو بیشتر کن . تلاش کن که بهتر از روز قبل بشی . ناامید نشو . هیچ وقت ناامید نشو . شکست بخور ولی شکست رو برای همیشه به خودت تلقین نکن ؛ شکست هات فقد برای یه دورهٔ کوتاه هستن . تموم میشن . هیچ چیز ، ثابت نمیمونه بجز خدا . پس نگران نباش . به حباب نگران لب یک رود قسم ؛ و به کوتاهی آن لحظهٔ شادی که گذشت ؛ غصه هم میگذرد ؛ آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند . 💎🧠😍😍😍🌹❤️