سرم امروز میخارید و شوره هاشم زیاد شده بود . نمیدونم بخاطر خاریدنم بود که شوره ها انقدر زیاد شدن یا نه .
طبق معمول همزمان با شوره های سرم ، یه قسمت از بیضه ام پوسته شده بود که دلیلش حموم نرفتن نیست . من هفته ای یکی دو بار میرم حموم و اینکه توی شستنِ بدن در حین حموم بودن ، کم کاری نمیکنم .
در ضمن ، نزدیک نوک آلت تناسلی هم کمی پوسته شده بود .
🌹🌸🌹🌸🌹
من قبلن وقتی شوره میزد سرم ، پلک هامم پوسته میشدن به صورت همزمان . آلت تناسلی هم به مرور وارد این همزمانی ها شد ولی الان پلک هام پوسته نشدن و اصلن نمیخارن .
🌹🌸🌹🌸🌹🌸
بخاطر استرسه . اینو خودمم میدونم .
امروز که دانشگاه بودم و از رئیس دانشکده سوال پرسیدم ، بعدش اومدم پایین و یه فرمی رو از آموزش گرفتم و پر کردم . اطلاعات مشخصاتم رو صرفا توش باید پر میکردم . دوستم که اسمش آرمین هست ، به صورت اتفاقی منو دید و باهم حرف زدیم . برگشت بهم گفت که : چرا انقد استرس داری ؟ توی جمله هات و حرف زدنت پر از استرسه و قشنگ مشخصه مضطربی . بهش گفتم که : نمیدونم ، شاید . بخاطر این اتفاقات اخیر که بلاتکلیف بودم ، خیلی فشار های درونی رو تحمل کردم و سعی کردم خودمو سرپا نگه دارم .
فک کنم رئیس دانشکدمون بخاطر استرسِ احتمالیم بود که خوش اخلاق حرف زد و سعی کرد کمکم کنه . چون اولاش سعی میکرد تیکه بندازه ولی وقتی سربسته بهش گفتم که پیش روانپزشک میرفتم ، لحن حرف زدنش پر شد از حسِ همدردی و درکِ مشکل .
🌸🌹🌸🌹🌸🌹
استرس و اضطراب زیاد شده . با مدیتیشن خیلی حل نمیشه و یا احتمالا خیلی باید طولانیش کنم . ولی حس افسردگی رو یادمه که با مدیتیشن میشد تا حد زیادی کم کرد .
باید ورزش کرد . کونشو ندارم ، ولی چاره ای نیست . باید انجام شه.
بذار یه برنامه ریزی تقریبی کنم :
ساعتِ ۵ بیدار شم . تا ۵:۲۰ ، به قول کتاب باشگاه پنج صبحی ها ، ورزش سنگین برم . ینی : شنا با کمک گرفتن از زانو و پلانک معمولی و ساید پلانک و دراز نشستِ کامل با قرار گیری دست ها کنار سر و گوش ها .
۵:۲۰ تا ۵:۴۰ ، مدیتیشن . بله . بیست دقیقه ! سخته ولی چاره ای نیست .
۵:۴۵ تا ۶:۴۵ یا کمی بیشتر ، کتاب باشگاه پنج صبحی ها خونده شه.
بعدش کمی استراحت میکنم و بعدش اون دوتا کتاب دیگه رو میخونم .