جمعه بیست و یکم مهر ۱۴۰۲ 21:40

سلام دوستان . امروز تا الان دو ساعت خوندم . فردا ساعت ۱۱:۴۵ باید مطب روانشناس باشم . اون خاله‌ام که پسرش کارشناسی مکانیک خودرو میخونه اومده خونمون . فقد خاله‌ام اومده ولی خیلی سر و صدا می‌کنه . صداش مثل بلندگو میمونه .

دلم «ه» رو میخواد . «آ» هم نیست که مهربون بودنش رو ببینم . نمی‌دونم کجا رفتن . هیچ کدوم به وبلاگم سر نمیزنن و منو ندارن .

حس تنهایی میکنم 😞. نمیخوام از تنهایی فرار کنم ولی به هم صحبت احتیاج دارم . کسی که منو دوست داشته باشه و منم برای جبران کردنش ، براش بمیرم 😢.

پاهامو همش تکون میدم و حس بی‌قراری میکنم . بغل لازم هستم به شدت . ولش کن بابا 💔.

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم