شنبه وقت دکتر روانپزشکه . ساعت ۴:۴۵ بعد از ظهر .
اینارو میگم :
مشکل درست کردن خانواده در رفتن برای الکتروشوک .ترسیدن از برق وصل کردن به سر و تصور و توهم مرگ من توی ذهنشون . ترس از اینکه بگن بچه ز خانوم ، رفته الکتروشوک و به مغزش برق وصل کردن ! تازه تک بچه هم هست ! ببین چقدر توی تربیت بچشون سنگ تموم گذاشتن و چقدر درک بالایی داشتن که بچشون تا مرز دیوونه شدن جلو رفته ! چقد بی لیاقت و بدبختن این پدر و مادر!! خانواده باید راضی شن. اگر ادا در بیارن ، خودکشی میکنم . اگه فک میکنین دارم باهاتون شوخی میکنم ، به امتحانش میرزه . امتحان کنید و ادا اطوار در بیارید . ببینید خودمو چطوری میکشم و شماهارو بی آبرو میکنم بین مردم ! عذاب وجدان هم میاد سراغتون که بخاطر شوخی گرفتن و مسخره نشون دادن یه فاجعه احتمالی ، جون یه انسان رو گرفتین ! برای خودکشیم راه زیاده ولی همون روش سنتی رو پی میگیرم . ینی با خوردن ۵۰ تا قرص . شاید ۵۰ تا فلووکسامین . البته اسم قرص رو بهشون نمیگم . فلووکسامین خوبیش به اینه که خواب آوره و خیلی وقت نمیکنم که بالا بیارم و سریع بیهوش میشم بدون درد زیاد .
۲_از دانشگاه احتمالا اخراج میشم . و الکتروشوک هم وقتی انجام میشه ، اصلن طاقت دیدن تاپاله هایی مثل پدر و مادرم رو ندارم . پس باید جدا شم ازشون . ولی وقتی جدا شم ، کجا برم ؟ باید برم بیمارستان روانی . یا باید برم اونجا ، یا باید خودکشی کنم . راه سومی نیست . نمیشه پیش اینا زندگی کرد .زندگی توی یه جای دیگه ، کار و شغل ثابت میخواد با درآمد بالا که بعد از چند ماه بتونی یه خونه بخری یا حتی اجاره کنی !!! ولی من آدمی نیستم که چند ماه بتونم پیش اینا بمونم و توی اون چند ماه ، یا اینارو میکشم یا خودمو میکشم . برای زنده موندن ، باید برم بیمارستان روانی . برای کنکور سراسری بخونم . راه دیگه ای ندارم . کارگری و کسشرای دیگه ، برای بچه هاتون و نوه هاتون . کارگر باشید و خوشحال . من میخوام از دید خودم خوب زندگی کنم اگه گوه نخورید و سرتونو از توی کونم در بیارید . البته اگر منت بذارید سر من . بیرون کشیده شدن سر ها از توی کون من = خوشحالی من و خوشبخت بودن من و درست کردن وضع زندگیم . ولی آیا کسی سرشو بیرون میکشه ؟ نه . پس باید جامو عوض کنم برم بیمارستان روانی که بتونم اونارو نبینم و صداشونو نشنوم و چهرشونو نبینم . چون مطمئنم با چهره هاشون منو سعی میکنن آزار بدن و نیشخند میزنن که لباس تیمارستان بهت خیلی میاد :) . مثل نمونه هایی که تا الان توی زندگیم داشتم و با سادیسم اینا آشنایی کامل دارم . برای اینکه اونجا بمونم ، پول نیازه . از کجا آوردنش واقن جای بحثه ! برای رتبه آوردن ، کتاب کمک درسی لازمه . از کجا پول آوردنش جای سواله . محیطی که بشه توی اونجا مطالعه کرد ، برام مبهمه که اصلن وجود داره یا نه! پس اینم معلوم نیست . مدل زندگی کردن توی اونجا و بین چه کسایی بودن ، برام مبهمه . ولی کاریه که جایگزینی نداره . این که آیا اصلن سربازی رو معاف میشم ؟ و اگر معاف میشم ، کنکور رو میتونم ثبت نام کنم ؟ و اگر ثبت نام کردم ، میتونم قبول شم ؟ و اگر قبول شدم ، بخاطر سابقه بستری بودن ، ثبت نام میکنن توی دانشگاه ؟ اینا واقن جای سوال دارن .
اگر از دانشگاه اخراج نشدم ، بازم دانشگاه نمیرم . اونجارو کلن ول کردم . اگر یک درصد هم اخراج نشم ، ترم پنجم حتما مشروط و اخراج میشم . پس فقد چند ماه از وقتم هدر میره . اینکه چرا مشروط میشم ، بخاطر زندگی بین خانوادس. اگه بین اینا نباشم ، برم کجا ؟ برم کتابخونه ؟ شب نمیام خونه ؟ اگه دیر بیام که خواب باشن ، رام میدن توی خونه ؟ آیا شر درست نمیکنن ؟ خصلت گرگ صفت ها ، میتونه شبیه انسان ها بشه ؟ چیزی از آدم بودنشون باقی مونده ؟
🤍
خدا وجودشون رو از کره زمین بگیره . خدا آدمایی که منو اذیت کردن رو بیامرزه و توی آتیش جهنم بسوزن و با درد بمیرن . افسردگی رو با تمام وجود تجربه کنن و دیوونه بشن و زندگی خانوادم امیدوارم کامل بهم بریزه و طلاق بگیرن و هر کدوم برن یه گوشه ای از این شهر و جدا زندگی کنن . بقیه آدمای نامردی که به ناحق ، حرفای منو مسخره کردن و وجود منو به تمسخر گرفتن و وقتی که به حال و روز افسردگی دچار شدم و کارم به جاهای باریک رسید ، چهرمو شناختن ، امیدوارم سخت ترین زندگی رو تجربه کنن و خوشبختی رو احساس نکنن. امیدوارم اگه بخشیدمشون ، خدا اونارو نبخشه . چون من احمقم و ممکنه زیر حرفم بزنم . امیدوارم خدا نبخشه اونارو و اندازه اذیت شدن هام اذیت شن و زجر بکشن و کسی رو نداشته باشن که گریه هاشون اندازه پشم سگ ارزشمند باشه براش . امیدوارم دور ریخته شن و غریبانه توی قبر انداخته بشن .
🤍
خلاصه چیزایی که میگم :
۱_مشکلات خانواده در رضایت به شوک درمانی .
۲_رضایت خانواده به رفتن به بیمارستان روانی .
۳_رضایت خانواده به خرید کتابای کمک درسی ای که بهشون میگم . برای بعضی درسا ، هیچ کتابی نمیگیرم و اگر تارزان بشن و بخوان خودی نشون بدن ، جلوی روشون جر میدم اضافه هارو .
۴_گرفتن معافیت دائم سربازی و پیچوندن سربازی برای کنکور سراسری تجربی .
۵_ول کردن من توسط خانواده و فقد نگه داشتن وضعیت موندنم توی تیمارستان ! میخوام ول شم و دور ریخته شم . خودم باید زندگیمو مدیریت کنم . تصمیم گیرنده ، منم نه اون لاشی های بی پدر مادر سادیسمی که خر بودنشون رو با دلایل منطقی قبول میکنن ولی چند دقیقه بعد ، همه چی یادشون میره و گنجایش مغزشون مثل ماهی میمونه نه یه آدم . توش چیزی جا نمیشه جز پشگل .
۶_صحبت برای داشتن گوشی در موارد خاص توی تیمارستان . اگر گذاشتن که هیچی . اگر نذاشتن ، به تخمم . من میخوام که پیش خوک های نجس مسلمون نما نباشم و برم یه جایی که توی آرامش بشه زنده موند و تلاش کرد. چه فرقی میکنه که چی از دست بدم ؟ اصلن اگه بمیرم ، مگه طور خاصی میشه ؟ همین که از خوک های نجس تونستم جدا بشم ، ینی با افتخار تونستم بمیرم . تونستم خودمو نجات بدم و بعدش به شیوه خودم بمیرم ؛ نه اینکه بین خوک های نجس ، زندگیمو طرز فکرم رو به گا بدم . من طرز فکرم کوچیک نمیشه .
🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍
به آدمای خوک صفت هم ، به اندازه انسان ها احترام نمیذارم . آدمای خوک صفت ، آدمای مغروری هستن که یا برده جنسیشون میشی ، یا خصلت خودشیفتگیشون رو باید تحمل کنی و زخم زبون هاشون و تیکه هاشون و ناامید کردن هاشون و خنده های شبیه گرازهاشون رو باید تحمل کنی و توی افسردگی غرق شی . چون خوک ها ، گله ای و متحد باهم زندگی میکنن . ریده شدن به یه خوک نامرد بی مصرف ، همه خوک هارو خبر میکنه که بریزن سرت و دونه دونه سرشون رو بکنن توی کونت و خودشون رو با گوه ، سیر نگه دارن تا روح مریض و کثیفشون ارضا بشه و خوشحال بشن و خوشحال بمونن.
🤍🤍🤍🤍🤍🤍
شاید شرایط طوری بشه که منو یک سال نبینید . شایدم بیشتر . شایدم همه چیز به کل به هم بریزه و کلن نبینید و شاید هم منو به شکل افسرده ببینید و پست بذارم ولی نهایتا به رفتن از اینجا ختم میشه . من زندگیم قراره تحول بزرگی رو تجربه کنه و جسمم تغییرات بزرگی رو تحمل کنه . سبک زندگیم قراره کلن همه چیش عوض شه. قراره یه آدمی بشم که شاید قابل شناسایی نباشه نسبت به قبل . ولی مطمئنم دو حالت پیش میاد :
۱_یا تلف میشم و خودمو میکشم ، یا اینکه ۲_خود واقعیم نمایان میشه . مهربونیت ، قابل استفاده شدن هوش و نشون داده شدن خود واقعیش ، تواضع بیشتر از الان در مقابل آدمای خوب که احتمالا همشون جدید باشن چون قدیمی ها همشون تقریبا زباله بلامصرفن.
🤍🤍🤍🤍🤍🤍🤍
کلن دوستتون دارم❤️ . دیگه باکسی احساسی حرف نمیزنم . پس لطفن پیامای مسخره ندین و ایموجی های مصنوعی نفرستید .
همتون رو بخشیدم و امیدوارم شمام ببخشید منو . معامله خوبیه :) .
اتفاقای این چند روز رو بهتون خواهم گفت . احتمالا دعواهای زیادی بشه و احتمالا آبروریزی های گستره ای صورت بگیره 😅. ولی کدوم آبرو ؟ آبروی برای من گذاشتن ؟ بذار هرچی که باقی مونده بریزه . 🤍