دوشنبه هفدهم آذر ۱۴۰۴ 0:31

ای کاش می‌تونستم شبا بیدار باشم و چراغ ها هم روشن باشن . زندگیِ شبانه رو خیلی دوس دارم . من بدنم شبا افسردگیش خوب میشه ! انرژی میگیرم و خیالبافی ها میان سمتم . خلاصه شبا یه آرامش خاصی دارم که حتی جایگزینی براش ندارم !

لعنتی ! چقدر توی ذهنم با بقیه حرف میزنم ! چقدر توی ذهنم داستان سرایی میکنم ! چقدر سناریو سازی میکنم ! هنوزم خیلی اوضاع خیته !

۱۹ ام باید برم روانپزشک . درمورد الکتروشوک دوباره باهاش صحبت میکنم . این دفعه به زور هم که شده قانعش میکنم .

برای سربازی هم باید بگم نامه بده .

راستی پلیس پیشگیری هم باید برم . ولی فکر کنم یارو بهم بگه که نامه دکتر رو نشون بده ، وگرنه نامه نمی‌زنیم به بیمارستان .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم