دیروز که با مامانم رفته بودیم خونه عمم ( برای دیدن پسر عمم که سگ دستشو بد جور گاز گرفته بود و از بیمارستان برگشته بود ) ، خبر رسید که مارشمالو ، خرگوشی که حدوداً دو سال پیش خریده بودم مرده . من فقد یک ماه نگهش داشتم ولی خیلی شباهت منو گرفت رفتارش ! طی این مدت که زنده بود دختر عموم و پسر عموم مثلاً ازش نگهداری میکردن ، ولی واقعیت این بود که اونا احمق بودن و بعد از یه مدت ، خرگوش رو میشستن . بخاطر خر بازی اون دو نفر ، خرگوشم سکته کرد ظاهراً . به هر حال وقتی من خرگوشم رو دادم به دختر عموم ، حساب کار دستم اومد که قراره چه اتفاقاتی بیفته ، ولی کسی نبود که خرگوشم رو بدم بهش . من توی مرگش دخیل بودم . نباید میخریدمش که آیندش اینطوری بشه . خدا ازم بگذره .... اگه مستقل شدم جبران میکنم این اشتباهم رو . توی خونه خودم یه خرگوش نگه میدارم و هر موقع خونه بودم اونو آزاد میذارم . قفسشم بزرگ میگیرم که اگه خونه نبودم توش حس کمبود جا نکنه و فک کنه توی لونهش گرفته خوابیده . و درضمن خرگوشا از جاهای تنگ و تاریک خیلی خوششون میاد . احتمالاً یه جای تاریک توی قفسش ایجاد کنم که بره اونجا و حس امنیت کنه . خلاصه خدایا ... ببخشید ....