جمعه سی ام آبان ۱۴۰۴ 2:57

خیلی مزخرف گذشت ولی آخرش خودمو یکم جمع کردم و 2:20 ریاضی خوندم ( مطالعه + تست ) . کنار بخاری دراز کشیده بودم و ناامیدانه خیالبافی میکردم و سناریو های غمگینِ دلگرمی دهنده می‌ساختم با آدمای مختلف . تفننی گفتم بذار چند تا آهنگ بذارم ، شاید فرجی شد و حالم یکم تغییر کرد . دوتا آهنگ از زد بازی گذاشتم : پاشو / بزرگ . انرژیم مثل خوردن نسکافه رفت بالا . خلاصه کم کم رفتم سمت ریاضی و شروع کردم . وقتی شروع کردم ، با سرعت نسبتاً زیادی به خوندنِ ریاضی عادت کردم ؛ چون می‌فهمیدم چی میخونم و چیزای جدید هم نسبتاً خوب یاد می‌گرفتم و استفاده میکردم .

هوا که روشن شد ، درسایی که میخونم اینان : زیست / شیمی .

درضمن ! عمومی هارو تصمیم گرفتم شروع نکنم . دیروز میخواستم شروع کنم که بنظرم فعلاً زوده براشون . اطلاعاتشون فراره و مجبور میشم که بعداً دوباره از اول بخونم ! پس عمومی هارو نمیخونم و فیزیک رو شروع میکنم . بخاطر امتحانات نهایی ، اول دوازدهم رو میخونم . ولی پیش نیاز حرکت شناسی و دینامیک ، کار و انرژیه . در واقع ارتباطشون کم نیست و بهتره ریشه ای کار کنم و اول برم سراغ کار و انرژی . بعدش حرکت شناسی . بعد از اون هم بعداً فکر میکنم . فعلاً نیازی نیست ( هرچند احتمالاً بعد از حرکت شناسی ، فیزیک اتمی و هسته ای رو بخونم ) .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم