از صبح تا الان آلرژیم فلجم کرده 🫠 . صبح تا عصر بینیم مسدود شده بود و وقتی افقی میشدم این اتفاق تشدید هم میشد . از حدود عصر تا الان هم آبریزش بینی دارم . بعد از ظهر اومدم آنتی هیستامین بخورم که فهمیدم ورقشو گم کردم 🤦 . نمیدونم چرا نرفتم بخرم ... شاید بخاطر دعوای صبح با مامانم بود . بعد از دعوای صبح ، انرژیم خیلی افت پیدا کرد .
به هر حال ، یک ساعت و پنجاه دقیقه شیمی تست زدم . منطق حکم میکنه که امشب بیدار بمونم و بخونم ؛ چون روز ها احتمال دعوا با مامانم وجود داره . درضمن من صبح ها نسبت به شب ها خیلی فلجم و نمیتونم چیزی بخونم .
این فیلم بچه مهندس یکم رفته رو مخم . هیچ وقت کسی برای جواد جوادی احترام قائل نمیشه . هر فصل پر شده از تحقیر شدن های یه انسانِ بدشانس . ولی خیلی برام جذابه این فیلم . از معدود سریال های خوب صداسیمای ایرانه .
✨✨✨✨✨
صبح امروز یه خواب عجیب دیدم . توی خواب قرار بود با تیراندازی با تفنگ کشته بشم . میدونستم که کشته میشم ؛ برا همین رفتم به مامانم بگم و ازش حلالیت بطلبم ، ولی اون فقد خندید و راهیم کرد رفتم . نمیدونم کشته شدم یا نه ، ولی مدام در حال فرار کردن یا پیدا کردنِ راه فرار بودم . یه خواب دیگه ام دیدم که خونه مامانبزرگم بودم ؛ دختر عمم با تیر زد مامانبزرگمو که توی اتاق خوابش دراز کشیده بود رو کشت . با صورت و لباسهای خونی اومد بیرون و تفنگ رو نشونه گرفت سمت من ، و فک کنم وقتی شلیک کرد از خواب بیدار شدم .
🌹🌹🌹🌹🌹
خیلی در به داغونم . امیدوارم سر انتخاب رشته نکردنم جنگ جهانی راه نیفته 😐 . و امیدوارم دوستایی که توی مجازی دارم و کسایی که کنکوری بودن و دنبالشون میکنم ولی منو نمیشناسن هم موفق بشن بهترین نتیجه رو از انتخاب رشته بگیرن و راضی باشن .
راستی ! خانواده رفتن یه قفس گنده تر گرفتن برا عروس هلندیمون . خیلی براش بزرگه ولی همین که حس آزادی بیشتری پیدا میکنه دلیلِ کافی ای برای خرید این قفس گندست .