روزی که گذشت تونستم کمی به حالت عادی برگردم . دو ساعت و پنجاه دقیقه زیست خوندم و تست زدم و یک ساعت هم شیمی خوندم . مجموعاً : 3:50 .
پسرخالم که مهندسی مکانیک خودرو میخوند امروز زنگ زد خونمون که بگه توی سایت سنجش یه برنامه ای رو گذاشتن که خریدنیه و باهاش میتونی انتخاب رشته رو راحت تر کنی و ... بعدش گیر داد که حتماً انتخاب رشته بکن و برو دانشگاه . نمیدونم چرا خودشو نخود آش کرده ، ولی میذارم رو حساب نشخوار های فکریش درمورد پول درآوردن توی ایران 😁 . فک میکنه اگه انتخاب رشته نکنم یه دست و یه پامو از دست میدم یا دویست میلیون نفر میان حقمو میخورن ! من به همه گفتم هدفم چیه . پزشکی . البته شهرشو بهشون نگفتم که سکته نزنن ، چون میخوام تهران بیارم و اونا این هدف رو به شدت دور از دسترس میبینن . پسر خالم یه دلیل جالب هم آورد . و گفت که ممکنه یهو بهت بگن معافیتت تموم شده و باید بیای خودتو معرفی کنی ! و گفت برا دوستش این اتفاق افتاده بوده . و بهم گفت که برم دانشگاه رو ثبت نام کنم که بتونم چهار سال معافیت درسی بگیرم . چرت و پرت روی چرت و پرت ! از بس چرت و پرته حرفش که نمیخوام دلیل چرت و پرت بودنشو تایپ کنم 😂 . خدا مغز محدودش رو باز کنه انشاءالله و امیدوارم سرشو از ماتحتم در بیاره .