بعد از ساعت دوازده شب که روزِ جدید شروع میشه ۲:۱۵ زیست خوندم و تست زدم و نکته هارو جدا کردم و نوشتم . درس پنجم یازدهم تموم شد و درس ششم شروع شد .
یکم آدم شدم و به حالت بهتری رسیدم . باید قدر این فرصت رو بدونم و جلوی مغزم رو بگیرم که غلط اضافی نکنه و آیندمو نابود نکنه .
از خدا تشکر میکنم که یکم آرامش به من هدیه داد 🌹 .
احتمالاً صبح ، عربیِ دوولینگو رو کلن تموم کنم 🥺 . رسیدم به وسطای آخرین درسش . درسته که سخت نبود ، ولی دقتم رو زیاد کرد و بعضاً کلمه های جدیدی یاد گرفتم که توی دبیرستان نبودن . درضمن ، رقابت خیلی حال میده . پروژهٔ بعد از عربی : ژاپنی .