شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۴ 1:34

چقد امشب گریه کردم ... البته فقد اشک خارج می‌شد و چهرم تغییر نمی‌کرد . ینی خفیف بود ولی مدتش کم نبود .

ینی میشه از این وضع داغون خارج بشم و به هزاران نفر کمک کنم ؟ 😢 و بعدش داستان زندگیم رو مکتوب کنم برای دیگرانی که مثل من در گرداب مشکلات روانی گیر افتادن ؟ و بیمارای روانیِ تیمارستان رو بغل کنم و بهشون امید بدم ؟ و در خفا براشون گریه کنم و دعا کنم حالشون بهتر بشه .... ؟

خیلی وضعیت عجیبی دارم . یه نفرم پیدا نمیشه که بغلش کنم . من یه INTJ هستم ولی دلیل نمیشه که احساس نداشته باشم ....

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم