چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۴ 3:46

روزِ قبل ( قبل از 00:00 ) ، یک و نیم توی شب خوندم . تست زنی زیست بود . بعد از ساعت 00:00 هم دو ساعت و ده دقیقه تقریباً خوندم . تست شیمی و زیست . خداروشکر یکم خودمو جمع کردم .

این روز ها وقتی می‌خوام گناه بکنم توی ذهنم میگم : « به خدا اعتماد کن . » خدا نمی‌خواد مارو به سختی بندازه . پشت همه حرف هاش و رفتار هاش هزاران هزار منطقِ محکم پنهان شده . این جملهٔ به خدا اعتماد کن خیلی کاربرد داره . ولی حال ندارم توضیح بدم . خودتون توضیحاتی که می‌خوام بدمو میتونین حدس بزنید 😅 .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم