صبح که بیدار شدم یه خواب خیلی هیجان انگیز و ترسناک دیدم .
با پسر خالم داشتیم میرفتیم خرید بنظرم . با این حال از وسط یه جاده با منظره بیابونی رد میشدیم . یه بمب رو از فاصله دور دیدیم که داره سقوط میکنه . بمبش خیلی بزرگ بود و چهره ترسناکی از دور داشت . یه جوری بود که انگار قدرت نابودی کشور رو داره . بمب خورد به زمین و ترکید و با اینکه مثلن ده کیلومتر با ما فاصله داشت ، بازم گرد و خاک و نشانه های تخریبش به ما رسید و مام عین سگ ترسیدیم و فلنگو خیلی سریعتر بستیم 😅 . توی خواب یادمه همه درمورد اون بمب حرف میزدن ....