جمعه شانزدهم خرداد ۱۴۰۴ 20:16

اگر دیروز فیلم ندیده باشم ، امروز چهار قسمت از اتک آن تایتان رو دیدم . دارم به قسمت های آخر میرسم . الان اونجاشم که «کانی» میخواست «فالکو» رو بده به مامانش که بخوردش . ولی بخاطر «آرمین» پشیمون شد .

🌹🌹🌹🌹🌹

امروز عید قربان بود و بابام برا خودمون شیرینی تر گرفته بود . برا بابابزرگم و پرستارش هم دانمارکی گرفت . خوردن شیرینی باعث شد حالم برای چند دقیقه و برای حداقل یک ساعت خیلی بهتر بشه . واقن زندگیم یکنواخته و این بهم ضربه های هولناکی زده .

علی الحساب یه مطالعه حداقلی ای دارم که غیر درسیه . کتابی که میخونمم هزار دفعه اینجا اسمشو آوردم و الان آخراشم . کتاب سختی بود و خیلی ام به کارم نیومد 😅 . ولی دوسش داشتم و این برام کافیه . بنظرم ارزش یه بار خوندنو داره .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم